لاوروف: غرب، به دنبال تحریک اعتراضات داخلی است
وال استریت ژورنال: جنگ ایران، اعتبار ترامپ را زیر سوال برده است
سادهانگاری و سادهپنداری تریبونداران تلویزیون
وعدههای میدری زیر ذرهبین
ترامپ و شامورتیبازی جدید علیه ایران!
اخبار
دو ضربه همزمان به جایگاه منطقه ای ایران
ترامپ و شامورتیبازی جدید علیه ایران!
لاوروف: غرب، به دنبال تحریک اعتراضات داخلی است
وال استریت ژورنال: جنگ ایران، اعتبار ترامپ را زیر سوال برده است
سادهانگاری و سادهپنداری تریبونداران تلویزیون
وعدههای میدری زیر ذرهبین
اخبار
دو ضربه همزمان به جایگاه منطقه ای ایران

وزیر امور خارجه روسیه با بیان اینکه کشورهای غربی در تلاش برای ایجاد «وحشت و اعتراض» در روسیه هستند، گفت: غرب همزمان با استفاده از اوکراین بهعنوان ابزار، در حال ارسال تسلیحات به کییف است.به گزارش ایرنا از برکینگ نیوز، سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، کشورهای غربی را متهم کرد که در آستانه برگزاری انتخابات در روسیه تلاش میکنند فضای «وحشت» و «اعتراض» در این کشور ایجاد کنند.لاوروف در گفتوگویی با شبکه «وستی» مدعی شد غرب در حال تلاش برای تحریک ناآرامیهای داخلی در روسیه است و از ابزارهای مختلف برای اعمال فشار بر مسکو استفاده میکند. وزیر خارجه روسیه همچنین ادعا کرد کشورهای غربی از طریق «بدنهای رژیم اوکراین» با مسکو میجنگند و همزمان با استفاده از منابع و امکانات خود، کییف را به سلاح مجهز میکنند.لاوروف درباره احتمال برقراری آتشبس در اوکراین نیز هشدار داد و گفت پذیرش آتشبس به معنای تقویت «متاستازهای نازیسم» در اوکراین، خواهد بود.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

با گذشت ۶ ماه از جنگ علیه ایران تهدیدهای پرهیاهوی ترامپ علیه ایران با تردید دوستان و دشمنان مواجه شده، و این روزها با اعلام «فلج کنندهترین اقدام اقتصادی علیه هر کشوری که با ایران مراوده مالی داشته باشد»، همه میپرسند این تهدید، یک اقدام سیاسی واقعی خواهد بود یا صرفا یک تیتر خبری پر جنجال دیگر؟به گزارش خبرآنلاین، روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت: پیامد اصلی ۶ ماه حملات آمریکایی- اسرائیلی به ایران زیر سوال رفتن اعتبار ترامپ است؛ تهدیدهای پرسروصدا و ادعاهای مکرر او درباره صلح و پیروزی قریب الوقوع، مورد تردید دوستان و دشمنان قرار گرفته بطوریکه تهدید اخیر او در اعمال «فلج کنندهترین اقدام اقتصادی علیه هر کشوری» که با ایران تبادلات اقتصادی داشته باشد، ابروهای بسیاری را در جهان بالا برده است. به گزارش ایسنا، اکنون برای بسیاری پاسخ این سوال که آیا تمامی این تهدیدها فقط تیتر خبری است یا یک سیاست واقعی؟ کاملا روشن و آشکار است .
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
۵ نمونه و ۵ روایت متفاوت از یک عارضه مشترک؛
روزنو :در شرایطی که ایران از یک جنگ پرهزینه عبور کرده و هنوز با تهدید نظامی، محاصره تجاری، نااطمینانی اقتصادی و پروندههای پیچیده منطقهای روبهروست، گروهی از تریبونداران با حذف متغیرها، ارائه اعداد بیمنبع و نسخههای غیرقابل سنجش، خود را تنها افراد بلد میدان معرفی میکنند بدون این که در میدان کاری انجام دهند. حاصل این کار نه تحلیل درست، بلکه تولید بدبینی و تثبیت این گزاره که مسئولان یا خائناند یا ناتوان هستند.
چرا؟ چون راهحلهای ظاهراً بدیهی کارشناسان تلویزیونی و خیابانی را اجرا نمیکنند. ۵ نمونه زیر، ۵ روایت متفاوت از یک عارضه مشترکاند: تبدیل مسائل پیچیده به پاسخهای ساده.
۱-ساده سازی به سبک حجت
به گزارش روز نو حجتا... عبدالملکی برای اثبات ادعای خود، بهجای ارائه داده، فهرست عناوینش را قرائت میکند. استاد دانشگاه، عضو تیم ۲۰ نفره اقتصاددانان و عضو تیم اقتصادی دولت. اما هیچکدام از این عناوین جای مدل اقتصادی را نمیگیرد. وقتی کسی ادعا میکند سهم جنگ در گرانی حتی یک درصد نیست، باید مشخص کند درباره کدام شاخص قیمت، کدام دوره زمانی و براساس کدام سناریوی اقتصاد بدون جنگ سخن میگوید. عبدالملکی هیچکدام را ارائه نکرده است.درست است که تورم ایران پیش از جنگ نیز بهدلیل کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانکی و تحریم مزمن بود؛ اما از این گزاره نمیتوان نتیجه گرفت جنگ اثری برابر با صفر داشته است. رهبر انقلاب در بخشی از پیام نوروزی میفرمایند: «آمریکا و نظام صهیونی به تصور این که مردم ایران در اثر مشکلات اقتصادی تحمیل شده، نظر دشمن را عملی مینمایند، با استفاده از مزدوران خود فجایع بی شماری را رقم زدند.» این یعنی در کنار سوء مدیریتهای داخلی، نقش تحریمهای اقتصادی و محدودیتهای دشمن خارجی بر اقتصاد این کشور را نمیتوان نادیده گرفت.
جنگ از مسیر افزایش ریسک، جهش انتظارات تورمی، محاصره و اختلال در صادرات نفت و عدم واردات کالاهای اساسی کشور، افزایش هزینه بیمه و حملونقل و فشار بر بازار ارز، مستقیماً وارد قیمت کالاها میشود. حتی تولیدکننده داخلی نیز به مواد اولیه، ماشینآلات و قطعات وارداتی وابسته است. این ادعاهای عبدالملکی سادهسازی مسئلهای چندمتغیره و سپس فروش عنوان دانشگاهی بهجای فکتهای واقعی است. کسی که میگوید گرانی هیچ ربطی به جنگ ندارد، باید با حساب و کتاب این را اثبات کند نه این که عناوین و رزومه خودش را برای اثبات این گزاره غلط به خورد مخاطب دهد.
۲ -مرعشی و بازهم دوگانه سازی کاذب
سیدحسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران ازفعالان اصلاح طلب که هر چند وقت یکبارحاشیهای به همراه دارد، در جدیدترین مصاحبه با یکی از رسانههای اصلاح طلب اظهارات قابل تاملی داشته که عصاره آن به تأسی از مسلک همجناحی او یعنی محمدجواد ظریف، ساختن دوگانهای کاذب است؛ دوگانهسازی بین «زندگی» و «مقاومت».مرعشی در بخشی از مصاحبه خود بیان کرده: «زندگی کردن، برای مردم ایران به یک مطالبه جدی تبدیل شده است. همه مردم ایران دلشان نمیخواهد شهید شوند، بلکه میخواهند با عزت و با آبرو و به خوبی زندگی کنند.»
در حقیقت مرعشی تلاش دارد به گونهای صورتبندی کند که گویی یک دسته میخواهند شهید شوند و یک دسته میخواهند زندگی کنند! این فهم کج و معوج، عملا زندگی را در برابر مقاومت قرار داده تا بتواند از مقدمات غلط، نتیجه مطلوب و البته ناصواب خود را به دست بیاورد. با این حال، تاریخ چیز دیگری را نشان میدهد و آن این است که در برابر سلطهگر، زندگی معنایی جز مقاومت نخواهد داشت.
در واقع آنچه که مرعشی و امثال وی درک نمیکنند این است که نظام بینالملل، آن دنیای تخیلی لیبرالیستی و صلحطلبانه اصلاحطلبان نیست بلکه جهانی پر از مخاطره است که برای بقا چارهای جز تولید قدرت و مقاومت در برابر بازیگران امپریالیستی آن همانند آمریکا نیست.
۳ -علی عبدی؛ روایتی نادرست از لبنان
علی عبدی مدعی است تفاهم اسلامآباد نهتنها به حزبا... کمک نکرد، بلکه آنچه اسرائیل در میدان به دست نیاورده بود، پشت میز به آن بخشید. عبدی برای حفظ روایت خود ناچار است شهادت مستقیم مهمترین طرف پرونده، یعنی دبیرکل حزبا... را کنار بگذارد. شیخ نعیم قاسم صریحاً گفته است ایران، توقف تجاوز به لبنان را در بند نخست تفاهم قرار داد، حمله اسرائیل مهار شد و ۳۰۰ هزار آواره توانستند بازگردند. او در نامه به قالیباف نیز از قرارگرفتن توقف عملیات نظامی در همه جبههها، از جمله لبنان، بهعنوان بند اول و اساس توافق قدردانی کرد. بعدها نیز گفت حملات گسترده اسرائیل را همین تفاهم متوقف کرد. رهبر انقلاب نیز در پاسخ به رزمندگان حزبا...، برای اثبات حمایت ایران از حزب ا... به بند اول تفاهم اشاره کردند.میتوان درباره کفایت تضمینها، میزان اجرای تفاهم یا گزینههای جایگزین بحث کرد؛ اما نمیتوان همه این دادهها را پاک کرد و سپس حکم داد تفاهم هیچ کمکی نکرد. این همان سادهسازی خطرناک است: حذف توازن میدان، درخواست حزبا...، وضعیت آوارگان و محدودیت گزینههای ایران؛ سپس معرفی ادامه جنگ بهعنوان راهحلی بیهزینه و بدیهی. نمیشود در تهران نشست و نسخههای ساده انگارانه برای کسانی که در میدان هستند پیچید.
۴- ایزدی، وقتی جنگ را بازی کامپیوتری میبیند
فواد ایزدی با بیان این که با افزایش نفت به ۲۰۰ دلار، فروپاشی اقتصاد آمریکا قطعی است، نسخه عملیاتی او، حمله گسترده به زیرساختهای نفتی منطقه برای حذف ۲۰ درصد عرضه جهانی است. خطر این پیشنهاد آنجاست که فقط پرده نخست جنگ را میبیند: ما تأسیسات نفتی دیگران را میزنیم، اما طرف مقابل ظاهراً نه توان پاسخ دارد، نه اراده انتقام و نه هدفی در ایران.پرسش حذفشده این است: اگر پس از آن، زیرساختهای نفت، گاز، پالایش و صادرات ایران هدف قرار گرفت، مرحله بعد چیست؟ چرخه «بزنیم ـ بزنند» کجا متوقف میشود و در پایان چه چیزی از اقتصاد منطقه و ایران باقی میماند؟ راهبردی که واکنش دشمن، آسیبپذیری خودی و نقطه پایان جنگ را محاسبه نکند، راهبرد نیست؛ خیالپردازی با جان و معیشت مردم است. ضمن آنکه شوک نفتی میتواند آمریکا را گرفتار تورم و رکود کند، اما ادعای فروپاشی اقتصادی کشوری با تولید عظیم انرژی، ذخایر راهبردی و ابزارهای متنوع مهار بحران، سندی ندارد.
البته این محاسبات نباید ایران را محافظهکار یا منفعل کند؛ گاهی پذیرش خطر ضروری است. اما میان خطر محاسبهشده و هیجانفروشی، همان فاصلهای وجود دارد که عقلانیت انقلابی را از سادهسازی کودکانه جنگ جدا میکند. تصمیم جسورانه، واکنش دشمن، آسیبپذیری خودی و مسیر کنترل بحران را نیز میبیند. شجاعت، حذف پیچیدگیهای واقعیت و ساده سازی مشکلات نیست؛ بهکارگیری دقیق قدرت در زمان و نقطه درست است.
۵ -خوشچشم؛ مینگذاری در خیالات
پیشنهاد مصطفی خوشچشم برای مینگذاری «خلیج فلوریدا» نمونهای کمنظیر از سادهسازی جنگ دریایی و تبدیل یک عملیات فوقپیچیده به گفتوگویی دورهمی است. ابتدا باید روشن شود منظور او دقیقاً کدام پهنه آبی است؛ زیرا خلیج فلوریدا نام متعارف یک منطقه راهبردی مشخص نیست. احتمالاً منظور او تنگه فلوریدا، خلیج مکزیک یا آبهای مجاور این ایالت بوده است. وقتی حتی جغرافیای عملیات بهدرستی تعریف نشده، چگونه میتوان برای مینگذاری آن نسخه صادر کرد؟ادعای این که آمریکا درمجموع سه مینروب دارد نیز گمراهکننده است. سه شناوری که احتمالاً مبنای این عدد قرار گرفتهاند، ناوهای رزمی ساحلی «کانبرا»، «تالسا» و «سانتاباربارا» هستند که در سال ۲۰۲۵ با بسته مأموریتی مقابله با مین در بحرین مستقر شدند؛ نه تمام توان مینروبی آمریکا. از آن مهمتر، انتقال پنهانی حجم مؤثری از مین به سواحل آمریکا، عبور از شبکههای شناسایی و اجرای عملیات در هزاران کیلومتری ایران، خود مستلزم ورود به جنگی تمامعیار با پیامدهای نظامی، حقوقی و اقتصادی جهانی است.
خوشچشم تمام این زنجیره را حذف میکند و مسئله را به «چند مین میریزیم و آمریکا مصیبت میکشد» تقلیل میدهد. این راهبرد نیست؛ سادهسازی یک جنگ تمامعیار و تقلیل واقعیت پیچیده میدان به چند گزاره هیجانانگیز تلویزیونی است.خلاصه آن که این افراد با ارائه راهحلهایی که هرگز معیار سنجش، نقشه اجرا و مسئولیت شکست ندارند، تصمیمگیر واقعی را خائن یا ناتوان معرفی میکند. سادهسازان همیشه پیروزند؛ چون خودشان هیچگاه مسئول اجرای نسخههایشان نیستند. هزینه شعار را مردم، نیروهای مسلح و اقتصاد کشور میپردازند؛ اما صاحب شعار فردای شکست، فقط یک نسخه سادهتر و پرصداتر ارائه میکند.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
مقاومت پزشکیان در برابر تغییر وزیر کار؛
علی رغم همه فشارها به مردم و توافقات با مجلس رئیس جمهور نسبت به تغییر وزیر رفاه مقاومت دارد، وی تلاش دارد تا با حفظ میدری به بهانه شرایط بحرانی از اصلاح کابینه سر باز زند در حالیکه این شرایط بحرانی خود زائیده وجود امثال میدریها در ساختار دولت است، افرادی با وعدههای پوچ و عملکرد هیچ!
رویداد۲۴: در دیماه سال گذشته پس از قطعی شدن طرح پرداخت یارانه نقدی در مقابل حذف ارز نیمایی برای کالای اساسی احمد میدری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری مدعی شد اگر قیمتها افزایش پیدا کرد یارانه هم افزایش پیدا میکند. اما اکنون پس از ۸ ماه از اجرای این طرح نه تنها یارانهها افزایش پیدا نکرده بلکه هر روز به یک بهانه واهی عدهای از چرخه پرداخت این یارانه حذف میشوند تا آنجایی که حتی شرکت کنندگان در پیادهروی اربعین هم پیامک عدم اقامت در ایران را دریافت کردهاند و تهدید به حذف یارانه شدهاند.
زمستان سال ۱۴۰۳ در بررسی بودجه سالانه مجلس مقرر کرده بود که دولت یا باید قیمت کالاها را کنترل کند و یا با کالابرگ حمایتی حداقل کالری را برای دهکخای مختلف تضمین نماید. احمد میدری وزیر کار بارها به مجلس احضار شد، اما هیچوقت او توانایی ذهنی درک تفکیک یارانه نقدی از کالابرگ تضمین حداقل کالری را نداشت چنانکه بارها رییس مجلس با کلافگی مجبور میشد از پشت تریبون مجلس به او با ادعاهای استاد دانشگایه و نظریه پردازی حوزه اقتصاد و رفاه موضوع به این سادگی را آموزش دهد.در زمستان سال ۱۴۰۴ بالاخره دولت تصمیم گرفت علی رغم نظرات متفاوت پس از حذف ارز رانتی نسبت به پرداخت یارانه نقدی اقدام کند. میدری که خود سالها منتقد دوران احمدینژاد بود اینبار با چهره پیروز و خوشحال از پرداخت یارانه نقدی در حالیکه گمان میبرد از این نمد سودای کلاه ریاست جمهوری میبافد نه تنها از پرداخت یارانه نقدی دفاع کرد بلکه وعده داد که این مبلغ در صورت افزایش قیمتها افزوده هم خواهد شد.حالا پس از ۸ ماه از پرداخت اولین یارانه نقدی نه تنها کشور به دلیلی پرداخت یارانه نقدی با کسری بودجه حدود ۲.۵ میلیارد دلاری روبه رو شده است بلکه معلوم نیست تکلیف وعده سر خرمن وزیر رفاه چه خواهد شد. مردم امروز میپرسند آقای میدری چرا وعده دروغ میدهی و آنرا احرا نمیکنید؟
همچنین پس از چالشهای متعدد بین مجلس و ارکان دولت با وزیر رفاه از جمله عزل رییس سازمان تامین اجتماعی در روز شهادت، علی رغم همه فشارها به مردم و توافقات با مجلس رئیس جمهور نسبت به تغییر وزیر رفاه مقاومت دارد، وی تلاش دارد تا با حفظ میدری به بهانه شرایط بحرانی از اصلاح کابینه سر باز زند در حالیکه این شرایط بحرانی خود زائیده وجود امثال میدریها در ساختار دولت است، افرادی با وعدههای پوچ و عملکرد هیچ!
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
کاخ سفید در بنبست؛
کاخ سفید اخیرا در موضعگیری که ترامپ هم بر آن تاکید کرده، از لغو مذاکرات با ایران تا اطلاع ثانوی خبر داده است. این در حالی است که طرف ایرانی اعلام کرده اساسا در وضعیت کنونی مذاکره ای با آمریکا در جریان نیست که رئیس جمهور آمریکا دستور لغو آن را داده باشد و تهران در شرایط فعلی صرفا با عمان آن هم با محوریت بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد ترتیبات تازه در آن مذاکره می کند. اضافه بر این، برخی منابع ایرانی به این نکته اشاره کرده اند که برخلاف مواضع ظاهری ترامپ و کاخ سفید، رئیس جمهور آمریکا همچنان از کانال قطر برای ایران پیام می فرستد و خواستار ادامه یافتن فعالیت کانال های دیپلماتیک است. از این رو، بسیاری می پرسند پس پشتپرده موضع گیری دولت آمریکا با محوریت تعلیق مذاکرات با کشورمان چیست؟ در پاسخ به این سوال می توان دلایل مختلفی را مطرح کرد. مثلا ترامپ و متحدانش در شرایطی که ایران آن ها را در معادله مذاکرات دیپلماتیک تحویل نمی گیرد، سعی دارند اینطور القا کنند که ابتکار عمل در دست آن ها است و گویی آن ها در حال تنبیه ایران هستند! در واقع، آن ها سعی دارند با این قبیل موضعگیریهای بی سر و ته، به زعم خودشان تا حدی برای خود آبرو بخرند و وانمود کنند که کنترل پرونده ایران از دست آن ها خارج نشده است. در عین حال، ترامپ و متحدانش با طرح این قبیل ادعاها به دنبال ایجاد شکاف و اختلافات سیاسی در داخل کشورمان نیز هستند. پیشتر نیز بارها هشدار داده شده که نقطه امید ترامپیست ها، بهره گیری از اختلافات در داخل ایران است و البته که از تمامی ظرفیت های ممکن نیز برای تحقق این سناریو استفاده میکنند. اگرچه تاکنون هر چه کرده اند به بنبست رسیده اند و نتوانستهاند به اهداف مطلوب خود در این رابطه برسند. اکنون نیز هوشمندی مردم و مسئولان کشورمان بیش از پیش مورد نیاز است. اضافه بر این ها، ترامپیستها سعی دارند اینطور بگویند که بازگشت آنها به میز مذاکره با ایران، صرفا با ارائه امتیازاتی از سوی تهران مقدور است که البته ایران هم این نکته را روشن کرده که اهل باجدادن به دشمن نیست و در حراست از منافع و امنیت ملی خود، ذرهای کوتاه نمی آید. بر کسی پوشیده نیست که طرف آمریکایی در جریان مذاکرات با ایران، صرفا زیادهخواهی میکند و سرسختی ایران در حراست از حقوق خود، تا حد زیادی آمریکا و به طور خاص دونالد ترامپ را کلافه کرده است. ایران می داند که در عرصه نبرد میدانی پیروز شده و در عرصه سیاسی و دیپلماتیک نیز با تمام قوا به دنبال تثبیت پیروزی های خود است. این در حالی است که طرف آمریکایی ناامید و سرخورده از میدان جنگ می خواهد در میدان مذاکره، شکست های خود را جبران کند. از این رو، باید هوشیار بود و اجازه نداد که دشمن در میدان مذاکره و بازیهای سیاسی به چیزهایی برسد که در میدان جنگ نرسیده است. در این چهارچوب، نباید فریب بازی تبلیغاتی اخیر کاخ سفید را خورد و در بیشترین حد خود باید پاسدار وحدت و انسجام ملی بود.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

قالیباف:
همسایگان در پی شکلدهی به ترتیبات امنیتی و اقتصادی جدید منطقهاند
رئیس مجلس شورای اسلامی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: ما پیامهای متعددی از کشورهای همسایه درباره شکلدهی به ترتیبات امنیتی و همکاریهای اقتصادی جدید در منطقه دریافت کردهایم.رویداد۲۴: محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس به تهدیدات ترامپ علیه کشورهایی که به همکاریهای تجاری و اقتصادی با ایران ادامه دهند، واکنش نشان داد.به گزارش انتخاب، رئیس مجلس شورای اسلامی در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: ما پیامهای متعددی از کشورهای همسایه درباره شکلدهی به ترتیبات امنیتی و همکاریهای اقتصادی جدید در منطقه دریافت کردهایم.او ادامه داد: «ایالات متحده امنیت تکتک متحدانش را با قلدری و بیاعتنایی مطلق به منافع آنها بهخاطر منافع اسرائیل چنان به خطر انداخت که آنها برای لحظهای، تمام هستی خود را در خطر دیدند. یک نظم بومی و مستقل که واقعاً صلح و امنیت را در منطقه به ارمغان خواهد آورد.»
رئیس سازمان بسیج مستضعفین :
ما درخواست آتشبس نکردیم
رویداد24:رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: ما درخواست آتشبس نکردیم؛ آنها به سمت آتشبس آمدند. سپس مسیر مذاکره دنبال شد و در این مذاکرات به سندی رسیدیم، اما طرف مقابل حتی ۶۰ روز نیز نتوانست به آن سند پایبند بماند و تعهدات خود را نقض کرد. رئیس سازمان بسیج مستضعفین افزود: قرار بود تهدیدی صورت نگیرد و در منطقه مقاومت عملیات و حملهای انجام نشود، اما مردم لبنان و فلسطین را زیر شدیدترین بمبارانها قرار دادند و تلاش کردند با حمایت نظامی، بندهای توافق را نقض کنند، ولی در برابر مقاومت نیروهای مسلح موفق نشدند.وی افزود: پس از آن، دشمن دوباره به سمت محاصره دریایی رفت و تصور کرد میتواند با محاصره ملت ایران را ضعیف کند و به اختلافات داخلی و ایجاد دوگانگی امید ببندد تا آبروی از دسترفته خود را بازسازی کند.طائب تأکید کرد: ملت ایران باید با حفظ وحدت و اتحاد خود مراقبت کند که وارد صحنه دوگانگیها و اختلافات نشود. مردم شرایط را درک کردهاند و در پیروی از فرمان مقام معظم رهبری، امروز مسئله اول را وحدت میدانند.
خطیبزاده:
تحریمها را بیاثر میکنیم
سعید خطیبزاده، رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه، با اشاره به تداوم سیاست فشار حداکثری و تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران، تاکید کرد: دولت جمهوری اسلامی ایران با بسیج تمامی ظرفیتها و همراهی سران قوا، برای بیاثر کردن تحریمها و صیانت از منافع و امنیت ملی تلاش خواهد کرد و ملت ایران نیز در این نبرد همچون گذشته با ایستادگی، پیروز خواهد شد.
رویداد۲۴: سعید خطیبزاده رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بینالمللی وزارت امور خارجه در حاشیه مراسم روز جهانی یادبود و گرامیداشت قربانیان تروریسم در پاسخ به این پرسش که «شما به تروریسم اقتصادی اشاره کردید. اکنون شاهد هستیم که ترامپ بار دیگر به سیاست فشار حداکثری و تروریسم اقتصادی علیه ملت ایران روی آورده است. خودتان هم اشاره کردید که این مسیر پیشتر آزموده شده و نتیجهبخش نبوده است. به نظر شما چرا رئیسجمهور آمریکا دوباره این سیاست را دنبال میکند؟» گفت: من از منظر دیپلماسی و روابط بینالملل عرض میکنم که ابتدا باید به ملت بزرگ ایران تأکید کنم که حاکمیت و دولت جمهوری اسلامی ایران وظیفه اصلی خود را صیانت و پاسداشت از تمامی منافع و امنیت ملی میداند. فارغ از اینکه دشمن ما و دشمنان ما چه خباثتی را علیه این ملت به کار بگیرند، دولت خدمتگزار و جناب آقای دکتر پزشکیان تمام توان خود را بسیج خواهند کرد تا با همراهی تمامی سران قوا، این تحریمها را بیاثر کنند.
رئیسجمهور عراق:
آمریکا خواهان توافقی برای پایان دادن به جنگ با ایران است
رئیس جمهور عراق اظهار کرد که آمریکا خواهان دستیابی به توافقی با ایران برای پایان دادن به این مناقشه است.فرارو- نزار عمیدی، رئیسجمهور عراق، در جریان گفتگویی اظهار داشت: «همه مشتاقند از کشیده شدن عراق به جنگ جاری در منطقه جلوگیری کنند» و خاطرنشان کرد که «عراق پس از ایران، یکی از کشورهایی است که بیشترین تأثیر را از این جنگ پذیرفته است.» به گزارش فرارو به نقل از خبرگزاری رسمی عراق (واع)، وی توضیح داد که «عراق با همه کشورها صریح صحبت میکند و تأکید دارد که منافع عراق در اولویت است»؛ او همچنین بر «ضرورت جلوگیری از کشیده شدن عراق به جنگ جاری در منطقه» تأکید ورزید. عمیدی همچنین اظهار کرد که آمریکا خواهان دستیابی به توافقی با ایران برای پایان دادن به این مناقشه است.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
کریدور زنگزور و کنوانسیون خزر؛
بیانیه واشنگتن در 8 آگوست 2025، فراتر از توافق دیپلماتیک بین آذربایجان و ارمنستان است. این بیانیه، اوج یک تحول ژئوپلیتیکی عمیق را نشان میدهد که با پیروزی آذربایجان در جنگ 44 روزه در سال 2020 آغاز شد و اساساً چشمانداز استراتژیک قفقاز جنوبی را تغییر داد. برخلاف ابتکارات دیپلماتیک قبلی که به دنبال حفظ وضع موجود یا صرفاً مدیریت مناقشه بدون حل علل اساسی آن بودند، روند واشنگتن در شرایط اساساً متفاوتی ظهور کرد. آذربایجان با تصرف مناطق مورد ادعا خود وارد مذاکرات شد، در حالی که ارمنستان پس از اذعان تدریجی به واقعیتهای سیاسی و حقوقی ایجاد شده توسط جنگ دوم قره باغ، به میز مذاکره آمد. در نتیجه، مذاکرات دیگر بر مسائل مربوط به وضعیت ارضی یا مدیریت منازعه متمرکز نبود، بلکه بر ایجاد چارچوبی برای عادیسازی روابط بین دولتی، ثبات منطقهای و همکاری بلندمدت متمرکز بود.در سالهای پس از آن، مذاکرات از طریق پلتفرمهای دیپلماتیک متعدد از جمله مسکو، بروکسل، پراگ، کیشیناو و در نهایت واشنگتن ادامه یافت. تحول مهم در اکتبر 2022 در جریان اجلاس جامعه سیاسی اروپا در پراگ رخ داد، جایی که نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان علناً تمامیت ارضی آذربایجان، از جمله منطقه قرهباغ را به رسمیت شناخت. این روند در سپتامبر ۲۰۲۳ به تحول تعیینکننده دیگری رسید، زمانی که آذربایجان اقداماتی را انجام داد که منجر به احیای کامل حاکمیت خود در سراسر قلمرو مورد ادعا آن شد. این عملیات عملاً به یکی از طولانیترین درگیریها در فضای پس از شوروی پایان داد. با وجود این تحولات، روند صلح بلافاصله به نتیجه نرسید. در طی سالهای 2024 و 2025، مذاکرات در بحبوحه چالشهای سیاسی قابل توجه ادامه یافت. پس از بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، فضای سیاسی به تدریج متحول شد. تماسهای سطح بالا بین واشنگتن و باکو تشدید شد و با تبادل مکاتبات رسمی و گفتگوی استراتژیک جدید همراه شد. ایالات متحده به طور فزایندهای ثبات در قفقاز جنوبی را به عنوان یک جزء مهم از اتصال گستردهتر اوراسیا، امنیت انرژی و کریدورهای حمل و نقل شرق-غرب در نظر گرفت. این فضای دیپلماتیک در حال تحول در ۸ آگوست ۲۰۲۵ به اوج خود رسید، زمانی که الهام علیاف، رئیس جمهور آذربایجان، نیکول پاشینیان، نخست وزیر ارمنستان و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در واشنگتن دیدار کردند. در طول این اجلاس، وزرای امور خارجه آذربایجان و ارمنستان متن توافق شده پیمان صلح آینده را امضا کردند، در حالی که سه رهبر اعلامیه مشترک واشنگتن را امضا کردند.
پروژه کریدور زنگزور یا مسیر ترامپ محصول این توافق است. در کریدور زنگزور باید کشورهای ایران، ترکیه، روسیه ، آذربایجان، ارمنستان و گرجستان مهم باشند. اما این نقطه یکی از فراموش شدهترین نقاط در همسایگی ایران است. کشورهای شمال ایران نیاز به راه، راه آهن و بندر دارند اما ایران تاکنون به نیازهای آنها بی توجه بوده است. عدم توجه ایران به نیازهای زیرساختی این کشورها، موجب گرایش آنها به قدرتهایی با مواضع خصمانه نسبت به ایران شده است. به همین علت احداث گذرگاه زنگزور تهدیدی جدی برای موقعیت منطقهای ایران محسوب میشود. شاید این گذرگاه در ظاهر فرصتهایی اقتصادی برای ایران ایجاد کند، اما با ورود آمریکا بهعنوان سازنده، مدیر و سیاستگذار به محل منازعه بدل شده است. حضور آمریکا همواره با حضور رژیم اسرائیل همراه است و این گذرگاه انسداد ژئوپلیتیکی ایران را کاملتر کرده و مسیر تاریخی ایران به اروپا را قطع میکند. این اقدام دقیقاً گام نخست در نقشه بزرگتری است که امروز در دریای خزر دنبال میشود.
طبق تصمیمی که در اجلاس سران خزر در سال ۲۰۲۲ اتخاذ شد، قرار شد تهران در ۱۲ آگوست میزبان نشست بعدی رهبران پنج کشور ساحلی خزر باشد که این نشست به دلایلی برگزار نشد. انتظار میرود در آینده ای نزدیک، ایران به وعده خود برای تصویب کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر که در سال ۲۰۱۸ تصویب شد، عمل کند.
ارسال دیدگاه
ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.



صفحه اول












