
صفهای طولانی، شوکهای سهمیهای و قیمتهای احتمالا نجومی؛
تعداد بازدید : 0
برمودای بنزینی
خروجی سناریوهای دولت: ناترازی میماند، بنزین گران هم میشود
دولت با یک مسئله واقعی و فوری روبهروست: براساس ارقام اعلامی، مصرف روزانه حدود ۱۴ میلیون لیتر بالاتر از عرضه داخلی است؛ بخشی از ظرفیت انرژی در جنگ آسیب دیده و واردات نیز دیگر مسیر آسان و کمهزینهای نیست. بنابراین «هیچ کاری نکنیم» پاسخ قابل دوام نیست. اما فوریت مسئله نیز نباید بهانهای برای انتخاب نسخهای شود که هزینههای جانبی آن از خود ناترازی بزرگتر باشد.
خبرآنلاین: دولت با فاصلهای روزانه میان مصرف حدود ۱۳۵ میلیون لیتر و عرضه داخلی حدود ۱۲۱ میلیون لیتر بنزین روبهروست. سه الگو برای مهار این وضعیت روی میز قرار گرفته، اما مسئله فقط انتخاب میان سه روش توزیع نیست. پرسش مهمتر این است: کدام گزینه واقعاً از ناترازی کم میکند و کدام فقط هزینه کمبود را از جایی به جای دیگر منتقل میکند؟
بنزین چگونه از یک ناترازی فنی به یک مسئله عمومی تبدیل شد؟
بنزین دوباره به یکی از حساسترین سوژههای اقتصادی و رسانهای ایران تبدیل شده است؛ اینبار نه فقط بهخاطر سبقت مصرف از تولید، بلکه به این دلیل که راه همیشگی جبران کسری نیز باریکتر شده است.
مسعود پزشکیان در ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ گفت: «دلار کم شده و پارسال ۶ میلیارد دلار بنزین وارد کردیم، اما امسال پول نداریم، در شرایط محاصره قرار داریم و نمیتوانیم بنزین وارد کنیم.»
این جمله، در کنار مواضع رسمی دولت درباره محدودیت تأمین سوخت، نشان میدهد مسئله بنزین از یک هشدار فنی عبور کرده و به انتخاب میان چند گزینه پرهزینه سیاستی رسیده است.
جنگ نیز صورت مسئله را دشوارتر کرده است. پزشکیان از تخریب و آسیب بخشی از زیرساختهای کشور در جریان جنگ سخن گفته و در نشست تخصصی وزارت نفت نیز از آسیب به بخشی از زیرساختهای انرژی یاد شده است. سقاب اصفهانی مشخصتر گفته بخشی از ظرفیت گاز، بنزین و گازوئیل آسیب دیده و بازگشت بعضی ظرفیتها ممکن است ۱۸ ماه تا دو سال زمان ببرد.
پس بحران فعلی را نمیتوان فقط به «مصرف بالا» فروکاست؛ تقاضای مزمن، آسیب بخشی از ظرفیت تولید، محدودیت واردات و فشار ارزی همزمان روی یک نقطه جمع شدهاند.
صورتحساب واقعی ناترازی؛ ۱۳۵ د ر برابر ۱۲۱
طبق توضیح سقاب اصفهانی، متوسط مصرف روزانه بنزین حدود ۱۳۵ میلیون لیتر است؛ پالایشگاهها حدود ۱۱۲ میلیون لیتر تولید میکنند و حدود ۹ میلیون لیتر نیز از مسیر پتروشیمیها تأمین میشود. حاصل این حساب روشن است: حدود ۱۲۱ میلیون لیتر عرضه داخلی در برابر ۱۳۵ میلیون لیتر مصرف؛ یعنی نزدیک به ۱۴ میلیون لیتر کسری در هر روز.
این کسری باید از مسیر واردات، برداشت از ذخایر یا کاهش واقعی مصرف جبران شود.طبیعی است که مصرف روزانه با فصل، تعطیلات و حجم سفر تغییر کند؛ اما برای سنجش سه سناریوی دولت، همین مبنای ۱۳۵ میلیون لیتری اعلامشده معیار مناسبی است. همین ۱۴ میلیون لیتر، قلب مسئله است.
تا وقتی تولید بالا نرود یا مصرف پایین نیاید، دولت هر روز ناچار است این فاصله را یا تأمین کند یا به شکلی میان مصرفکنندگان توزیع کند. سه سناریوی مطرحشده دقیقاً از همین نقطه آغاز میشوند. سقاب اصفهانی نیز تأکید کرده است که هنوز هیچ تصمیم مکتوب و نهایی درباره تغییر شیوه عرضه یا قیمت بنزین اتخاذ نشده و این گزینهها در مرحله بررسی قرار دارند.
سه سناریوی روی میز؛ سه شیوه متفاوت برای توزیع یک کمبود
سه سناریو در واقع سه پاسخ متفاوت به یک سؤال واحدند:
هزینه کمبود را چه کسی و چگونه بپردازد؟
در گزینه اول، هزینه عمدتاً به زمان، صف و دسترسی منتقل میشود.
در گزینه دوم، هزینه به قیمت و قدرت خرید منتقل خواهد شد.
در گزینه سوم، بخش مهمی از هزینه به بازار سهمیه، قیمت اعتبار و پیچیدگی اجرا منتقل میشود.
بنابراین مسئله فقط این نیست که کدام روش فروش روزانه را روی عدد ۱۲۱ میلیون لیتر نگه میدارد؛ مسئله این است که کدام روش با کمترین هزینه اقتصادی و اجتماعی، مصرف را واقعاً کاهش میدهد و همزمان برای بازسازی ظرفیت عرضه زمان میخرد.
سناریوی اول؛ وقتی قیمت ثابت میماند اما هزینه به صف منتقل میشود
در سناریوی نخست، قیمت تغییر نمیکند و بنزین تا سقف تقریبی ۱۲۱ میلیون لیتر در روز میان جایگاهها توزیع میشود؛ با تمام شدن سهم جایگاه، نازل خاموش خواهد شد.
ظاهر این سناریو ساده است: نه قیمت رسمی بالا میرود و نه فروش میتواند از سقف عرضه عبور کند. اما هزینهای که از برچسب قیمت حذف میشود، از زندگی مردم حذف نمیشود.
وقتی مقدار کالا محدود باشد و قیمت نتواند تقاضا را تعدیل کند، صف خودش به نوعی «قیمت» تبدیل میشود؛ قیمتی که با ساعت انتظار، رفتوآمد اضافه، جستوجوی جایگاه فعال و نااطمینانی پرداخت میشود.
در عمل میتوان انتظار داشت ازدحام به ساعتهای خاص منتقل شود و فشار کمبود از مخزن سوخت به خیابان و زمان مردم سرایت کند.
این هزینه نیز یکسان میان همه توزیع نمیشود. کسی که زمان آزادتر یا دسترسی به چند جایگاه دارد با کارگر شیفتی، پرستار، راننده خدماتی یا خانوادهای که برای رفتوآمد ضروری به خودرو وابسته است در موقعیت یکسانی قرار ندارد.
بنابراین سناریوی اول کمبود را حذف نمیکند؛ فقط معیار تخصیص را از «پول» به «دسترسی و زمان» تغییر میدهد.
خاموشی روزانه نازلها همچنین میتواند نارضایتی ناشی از یک تصمیم مرکزی را به صدها نقطه تماس روزمره میان مردم و جایگاهها منتقل کند.
نمیتوان با قطعیت گفت نتیجه چنین وضعی اعتراض اجتماعی خواهد بود، اما در محیط تورمی و با حساسیت تاریخی جامعه نسبت به بنزین، احتمال صف، شایعه، رفتارهای احتیاطی و تنشهای موضعی افزایش مییابد. این یک ریسک اجتماعی و انتظامی جدی است، نه یک پیامد از پیش قطعی.
سناریوی دوم؛ شوک قیمت و درس بنزین ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومانی کرمان
سناریوی دوم ۱۲۱ میلیون لیتر موجود را با سهمیهای مشخص میان خودروها تقسیم میکند و مصرف بالاتر از سهمیه را به نرخ آزاد یا تمامشده میسپارد. کرمان برای چند ساعت به نمونهای از همین منطق تبدیل شد.
اعلام شد بنزین با نرخ تمامشده پالایشگاهی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان در هر لیتر در ۲۰۴ جایگاه استان عرضه میشود، اما ساعاتی بعد اجرای طرح تا اطلاع ثانوی متوقف شد. پس روایت دقیق این نیست که «طرح اجرا شد و شکست خورد»؛ دقیقتر آن است که تصمیمی برای اجرای فوری اعلام شد اما پیش از آنکه به اجرای پایدار برسد متوقف شد...