بازگشت شیخ نور به عالم سیاست
نویسنده : مریم عمادی
این روزها برای خواستن او ولوله برپا شده است. روزی اصولگرایان دستی به نشان رفع کدورت به سویش دراز میکنند، روزی هم اصلاحطلبان از خاطرات شیرین سال 92 و 96 در عرصه انتخابات سخن به میان میآورند. چشمهای زیادی خیره حرکات سیاسی او هستند، از کهنهسیاستمدار اصولگرا حرف میزنیم: «شیخ علیاکبر ناطقنوری». او که پس از اتفاقهای شورای هماهنگی نیروهای انقلاب در سال 84 و صدالبته سکوت همقطارهای اصولگرایش در برابر تهمتهای احمدینژاد در مناظرههای سال 88، عطای سیاست اصولگرایانه را به لقایش بخشیده و مسیر گوشهنشینی و سکوت را پیش گرفته بود، از همان روزهای منتهی به انتخابات ریاستجمهوری سال 92، باردیگر عبای سیاست را بر تن کرد، این بار اما مرد پشت پردههای انتخابات شد، نه میداندار عرصه انتخابات. حمایت او از روحانی همان نقطه شروعی دوباره بود که موجب شد از شیخ نور در کنار مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی، با لقب «سیاستمدار رئیسجمهورساز» یاد شود. کمک او به روحانی محدود به سال 92 نشد؛ چه آنکه در فضای مشوش انتخابات 96 و زمانی که فوت آیتالله هاشمی، خلأای جدی را ایجاد کرده بود، او باردیگر دست به کار شد و برخلاف توقع دوستان قدیمی اصولگرایش، تمام هموغمش را برای دوباره رئیسجمهورشدن دوست قدیمیاش گذاشت. حال که چند ماهی است از آن روزهای ملتهب انتخابات 96 گذشته و شیخ نور هم با دیدن حضور روحانی در ساختمان پاستور، خیالش راحت شده است، راه جدیدی را پیش روی خود میبیند. او دیگر نه میتواند و نه میخواهد که به عقب و روزهای حضور کمرنگ سیاسیاش بازگردد. همین هم باعث شده تا تمام قدمهای ناطق بهخصوص بعد از انتخابات 96 زیر ذرهبین سیاسیون چپ و راست برود، قدمهایی همچون استعفا از دفتر بازرسی رهبری پیش از انتخابات ریاستجمهوری و دیدار با رئیسی و روبهروشدن با علمالهدی پس از دوازده سال آنهم بعد از انتخابات ریاستجمهوری که هرکدام معنا و مفهومی در خود نهفته دارند. همین هم تحلیلگران را بهسمتوسویی برده است که بگویند «زمانه، زمانه نقشآفرینی و میانداری دوباره شیخ ناطق فرا رسیده است.»
مردی که از یکسو اصلاحطلبان از حضور و حمایتش برای ائتلاف با مرد اعتدالی دولت یازدهم و دوازدهم خشنود هستند و از سوی دیگر هم اصولگرایان استخواندار پالسهای مثبتی را بهسوی او روانه میکنند.
هرچند ناطق با پیشینهای اصولگرایی در زمین سیاست بازی میکند، اما همانقدر که اصولگرایانی همچون باهنر به همراهی او خوشبین هستند، اصلاحطلبان هم به حمایتهای او دل خوش کردهاند؛ اما در کنار این موضوع که ناطق نوری به کدام جناح چراغ سبز نشان میدهد و اینکه بازهم در زمین اعتدالیها نقشآفرینی خواهد کرد یا خیر؟ یک نکته دیگر نیز قابلتوجه است، اینکه فردی در قامت مهندس باهنر، از ناطق نوری درخواست کند تا بدون هیچ شرطوشروطی پای در کارزار سیاست بگذارد، شاید از جانب اصولگرایان سنتی و نزدیک به باهنر موردقبول باشد؛ اما بدون شک از جانب مردان جدیدالورود اصولگرا چندان خوشایند نیست، همان فرزندان اصولگرایی که چندسالی است از هیچ برنامهای برای شورش علیه پدران خود فروگذاری نکردند. حال که حرفهایی با ترجیعبند «شاید بشود» درباره وصل ناطق و چهرههای سنتی اصولگرا به میان آمده است، با نگاهی هراسان، نظارهگر این تعاملات جدید هستند.
مردان جمنا که با خیال موفقیت در انتخابات 96، نقش چهرههای سابقون اصولگرا را کمرنگ کردند و راه را برای چهرههای نوپا هموار ساختند، این روزها در دلشان آشوب است. از یک سو آنان، با سازکار نامناسبشان موجب دلخوری مهرههای شناختهشدهای همچون باقر قالیباف و جلیلی و ازدستدادن آنان شدند و از سوی دیگر نیز، اکنون سخن از احتمال وصل ناطق و سنتیهای اصولگرا به میان میآید. نکاتی که دستبهدست هم دادند و موجب شدند تا حتی حسین نجابت در قامت یکی از اعضای جمنا در لفافه از تلاش برای جذب ناطق سخن بگوید: «جمنا نماینده اصولگرایان هستند. اگر فردی بخواهد در صحنه سیاست باشد، بایستی با اینها هماهنگ باشد. باید ببینیم آقای ناطقنوری ایشان را میپسندند یا خیر.» در واقع جوانترهای اصولگرا که روزگاری بیهیچ واهمهای چهرههایی همچون ناطق، احزابی همچون موتلفه و تشکلهایی همچون جامعتین را به حاشیه رانده بودند، این روزها با چشمانی نگران تعاملات اضلاع این مثلت را نظاره میکنند، تعاملاتی که میتواند نسخه این فرزندان ناخلف اصولگرایی را برای همیشه در عرصه سیاست بپیچد.