
نسل فردا گزارش می دهد؛
تعداد بازدید : 0
جنگ در غرب آسیا و پالس ضعف از دوحه!
نویسنده : سامان سفالگر / گروه تحریریه
در سال های گذشته بارها و بارها شاهد طرح تبلیغات مختلف با محوریت تلاش برخی جریان ها و افراد جهت الگوسازی از رژیمهای عربی منطقه برای کشورمان بودهایم. در این راستا، اینطور گفته شده که شیخنشینهای عرب حاشیه خلیج فارس الگوهای توسعه و مدرنیزاسیون و رفاه هستند و اگر ایران هم از ظرفیتهای خود به خوبی استفاده کند، میتواند به دستاوردهای قابل توجهی برسد. با این همه، گاه و بیگاه شاهد افشای واقعیت هایی بوده و هستیم که نشان می دهند تا چه اندازه این قبیل روایت سازی ها دروغ و بیپایه هستند. در این راستا، به تازگی شاهد کنار رفتن پرده ای جدید در این زمینه بوده ایم. ماجرا از این قرار است که فشارهای جنگ افروزی علیه ایران در منطقه غرب آسیا به قدری به اقتصاد قطر فشار آورده که دولت این کشور از کاهش 30 درصدی بودجه نهادهای دولتی در این کشور خبر داده است. نکته جالب توجه این است که قطر در شرایطی به این نقطه رسیده که سالانه درآمدی 200 میلیارد دلاری دارد. حال در مواجهه با یک مشکل و بحران، خیلی زود با چالش های چندگانه ای رو به رو شده و اقتصاد آن به لرزه افتاده است. این در حالی است که اقتصاد ایران چندین دهه است که با انواع و اقسام فشارها و توطئهها رو به رو است با این حال، از سختترین شرایط با موفقیت عبور کرده و تابآوری بالای خود را بارها و بارها به نمایش گذاشته است. در این چهارچوب، توجه به دو نکته ضروری به نظر می رسد. اول اینکه نباید به داستان سراییها در مورد اقتصادهای نفتی رژیمهای عربی غرب آسیا چندان اعتماد کرد زیرا این دسته از رژیمها به شدت به خارج از خاک خود وابسته هستند و کوچکترین تحولی میتواند کل سرمایهگذاری های چندین دههای آن ها را بر باد دهد. این یعنی اساسا خانه رژیم های عربی منطقه روی آب است و بنیان آنها به شدت سُست است. نکته دوم اینکه تبعات جنگ افروزی علیه ایران رو به روز ابعاد تازهتری را از خود به نمایش میگذارد. در واقع، پیامدهای این اتفاق به قدری جدی و سنگین بوده که کمکم رژیمهای عربی منطقه در حال رسیدن به این درک راهبردی هستند که بهتر است هرچه سریعتر قائله جنگافروزی علیه ایران خاتمه یابد زیرا هیچ تضمینی نیست که با تداوم یافتن وضعیت موجود، شرایطی برای رژیم های عربی منطقه پیش آید که به هیچ وجه آمادگی مواجهه با آن ها را نداشته و ندارند. نکته قابل تامل در این میان این است که اعراب منطقه سالهای سال میلیاردها دلار پول و سرمایه خود را در اختیار آمریکاییها قرار داده اند تا در وضعیت بحرانی نظیر موقعیت کنونی، آمریکا ضامن امنیتی آنها باشد.
با این حال، آمریکایی ها نه تنها از رژیمهای عربی منطقه و داراییهای آنها دفاع نمیکنند بلکه حتی این رژیم ها را به گوشت قربانی خود هم تبدیل کردهاند. موضوعی که آن نیز نشان میدهد آمریکا به هیچ وجه قابل اعتماد نیست و سالها دکترین امنیتی اعراب منطقه، تکیه بر باد بوده است.