توقف غنیسازی؛ پیششرط کنسرسیوم
اولین چالش جمهوری اسلامی با آمریکا، توقف غنیسازی است. ایران معتقد است که غنیسازی صرفاً یک فرآیند فنی نیست، بلکه نماد اقتدار ملی و استقلال راهبردی است. واگذاری این فرآیند به یک کنسرسیوم چندملیتی میتواند بازدارندگی نهفته و مجازی ایران را که به دلیل توانایی (نقطه گریز هستهای) دارد، به خطر بیندازد. ایران با تسلط بر چرخه کامل سوخت هستهای و توانایی غنیسازی تا سطوح بالا، در موقعیتی قرار دارد که بهعنوان یک قدرت در آستانه هستهای شناخته میشود.
نظارت سختگیرانه بینالمللی که معمولاً در کنسرسیومها اعمال میشود، میتواند محدودیتهای جدیدی برای ایران ایجاد کند و آزادی عمل آن را در برنامه هستهای کاهش دهد. مثلاً در قالب کنسرسیوم، طرف غربی احتمالاً ادعا میکند که نیاز به سایر تأسیسات هستهای نیست و باید آنها را امحا کنید و حق تحقیقات غیر از این سازوکار را ندارید! این یعنی بنبست در توسعه علمی-صنعتی. لذا باید مواظب بود که حق تحقیق و توسعه برای ایران محفوظ بماند. علاوه بر این، غنیسازی در قالب کنسرسیوم میتواند دانشمندان ما را برای دشمن آشکار کند و راه را برای ترور آنها فراهم نماید. از این منظر، ملاحظات امنیتی نیز باید رعایت شود.
غنیسازی در خارج از خاک ایران
چالش بعدی این است که ایده تشکیل کنسرسیوم در داخل خاک ایران باشد یا در خاک دیگر کشورها؟ جمهوری اسلامی ایران میگوید طبق معاهده NPT، حق دارد چرخه کامل سوخت هستهای را در خاک خود و برای مقاصد صلحآمیز توسعه دهد.
بنابراین اگر غنیسازی داخل ایران باشد و کشورهای دیگر یعنی عربستان و امارات بپذیرند که بیایند و شریک ایران شوند، گزینه مناسبی است و میتواند گامی در ادامه اعتمادسازی باشد.