یادتان هست که رییس پارلمان اروپا مدتی قبل به تهران آمد. این سیاستمدار کهنه کار اروپایی قبل از سفر به ایران، گزارش هیئت های کشورهای مختلف اروپایی بازدید کننده از تهران را خوانده و نتایج آن رادر سه محور خلاصه کرده است:
اول: به ایران نباید صرفا به عنوان بازار مصرفی 80 میلیونی نگریست. همکاری با ایران می تواند جمعیت چندصد میلیونی منطقه اطرافش را هدف قرار دهد .
دوم: بنگاه های ایرانی مشتریانی آماده و قابل برای خرید و جذب تکنولوژی اروپا یا تولید مشترک تکنولوژیک هستند.
سوم: ساختار حقوقی موجود بین ایران و اروپا برای عملیاتی کردن پتانسیلهای مورد اول و دوم، آماده نیست و مانه تنها محتاج باز تعریف یک ساختار مناسب بین ایران و اروپا هستیم، بلکه سطحی از ساماندهی رابطه ایران با آمریکا -در حدی که مانع کار اروپا و ایران نشود- را باید در اولویت کارمان قرار دهیم.
البته ابهام در فضای کار با ایران تا حدی ریشه در سیاست غیرمعمول فضای خاور میانه دارد. مقداری از آن هم ناشی از احتیاط...
ادامه از صفحه اول: بازیگران اصلی است که هنوز سیاست خاورمیانه ای جدیدشان قوام نگرفته است. اصرار بنیادین موجود در واشنگتن برای حفظ سطح قابل توجهی از تزاحم اقتصادی با ایران هم بی تردید موثر است. اسراییلی ها هم کماکان با تمام توان، فعالند. ورود تمام قد سعودی و خزانه پرمیلیارددلاری اش- که تزاحم با ایران را اولویت اول خود قرار داده اند- هم روز به روز پررنگ تر می شوند. اما جالب تر اینکه برخی از ما ایرانیان باتمام قوا در تشدید این فضای ابهام آلود می کوشیم. بهنظر می رسد ایران محتاج بازنگری اساسی در سیاست های کلان بین المللی خود است.
حواسمان باشد برای سامان دادن به اوضاع اقتصاد باید برنامه داشت؛ آنهم برنامه ای که همه به آن پایبند باشند.