
بررسی حق آبه رودخانه هیرمند بین ایران و افغانستان؛
تعداد بازدید : 4
رودی که دعوای دو همسایه را روان کرد
نویسنده : زینب کیانی / کارشناس روابط بین الملل
شکاف بین توانایی تأمین آب و تقاضا برای آن، باعث ایجاد بحران و عدم تعادل در بعد منطقهای، ملی و جهانی شده است. در 50 سال گذشته 37 مورد خشونت بین کشورها بر سر آب گزارش شده است که همه آنها بجز 7 موردمربوط به خاورمیانه بوده است.
ایران دارای معدود رودخانههای دائمی است. نبود تعادل درنسبت بارشها درمناطق مختلف کشور موجب کاهش شدید منابع وجریانها دربرخی رودخانههای بزرگ کشور شده است. یکی از این رودخانهها، رودخانه هیرمند در شرق ایران است.
رودخانه هیرمند از دو سرشاخه اصلی هیرمند و ارغندآب در افغانستان سرچشمه میگیرد و پس از ورود به مرز ایران به دو شاخه پریان مشترک و سیستان تقسیم میشود. از تاسیسات اصلی رودخانه هیرمند در کشور افغانستان سد کجکی و سد ارغنداب و از تاسیسات مهم این رودخانه در کشور ایران میتوان سه مخزن چاهنیمه، سد کهک، سد زهک وسد سیستان را که همگی برروی رودخانه سیستان میباشند ذکر کرد.
رودخانه هیرمند تقریباً تنها منبع آب دشت سیستان از لحاظ شرب و کشاورزی است، اهمیت این رودخانه برای مردم و مسئولین این منطقه بیش از هر رودخانهای میباشد. وابستگی به آورد رودخانه هیرمند در دشت سیستان تنها به اینجا ختم نشده و تالاب هامون به عنوان سومین دریاچه آب شیرین خاورمیانه نیز به شدت وابسته به این آورد است. ولی
بیرونی بودن منشأ تأمین آب سیستان و وابسته بودن مقدار جریان آب رودخانه هیرمند به رویدادها و تحولاتی که در عرصههای اقتصادی و سیاسی به وقوع میپیوندد، موجب شده است که علاوه بر عوامل هیدرولوژیکی نقش عوامل اقتصادی و سیاسی در کاهش آورد رودخانه هیرمند پررنگتر شود.
حقابهٔ ایران از هیرمند، به دادخواست حقوقی ایران از آب رود هیرمند در منطقهٔ سیستان اشاره دارد، این رود در گذشته در هر دو کشور افغانستان و ایران جاری بودهاست و از سال ۱۸۵۷ میلادی که هرات به موجب معاهده پاریس از ایران جدا شد، مرتباً اختلاف ایران با افغانستان بر سر حقابه هیرمند وجود داشته است تا اینکه پس از جریانات مربوط به عهدنامه صلح ایران و انگلیس در سالهای ۱۸۵۷ تا ۱۸۷۲ میلادی، در سوم اسفند ۱۳۱۵ شمسی، ایران و افغانستان با امضای پروتکل موقت قرار گذاشتند هر مقدار آبی که به بند کمال خان برسد، به صورت مساوی میان دو کشور تقسیم شود.
طبق آخرین معاهده آبی بین دو کشور ایران و افغانستان در سال 1972 میلادی، حقابه ایران از این رودخانه سالانه 820 میلیون متر مکعب تعیین شده است. این رقم براساس فرض یکسال نرمال محاسبه شده و چنانچه خشکسالی واقع شود، مقادیر حقابه ایران به نسبت کاهش مییابد.
در صد سال گذشته افغانها با جدا کردن کانالهای متعددی از هیرمند واحداث سدهای مخزنی و انحرافی بر روی آن حجم بیشتری از آب را مصرف نمودهاند و میزان آب جاری به سیستان را کاهش دادهاند. قرار گرفتن سرچشمههای آب هیرمند و 95 درصد ازمسیر رودخانه در سرزمین افغانستان و وابستگی شدید افغانها به آب هیرمند موجب برتری ژئوپلیتیک افغانستان در مقابل ایران شده است که همواره موجب انعطاف ایران دربرابر افغانستان در این مورد شده است.
به گفته کارشناسان، یک انحراف آبی هم در افغانستان رخ داد از فروردینماه سال ۱۴۰۰ سد انحرافی کمالخان در ۷۰ کیلومتری مرز ایران روی بستر اصلی رودخانه هیرمند در ولایت نیمروز به بهرهبرداری رسیده است و طرف افغان در سال آبی جاری، حدود ۹۵۰ میلیون مترمکعب جریان آب رود هیرمند را که در صورت نبودن سد کمالخان بهصورت طبیعی و تاریخی به سمت هامونها، ولایت نیمروز و منطقه سیستان جریان مییافت و بخشی حقآبه ایران نیز از آن تأمین میشد به سمت شوره زار گودزره منحرف و آن را به شورابه تبدیل کرده است. این سد انحرافی موجب محرومیت ایران از حقآبه قانونی خود و همچنین خشک شدن تالابهای بینالمللی هامون و بروز تبعات منفی اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی شدید در منطقه شده است.
این در حالی است که ۵ شهرستان هیرمند، نیمروز، زابل، هامون و زهک در اطراف تالاب بیش از ۴۰۰ هزار نفر جمعیت را در خود جای داده است که زندگی تمام آنها متأثر از این تالاب است، همه آنها در بخشهای کشاورزی، دامداری، گردشگری و صیادی مشغول به کار بودند که همه تحت تأثیر خشک شدن تالاب قرار گرفته است.
در حال حاضر حقوق ایران دررودخانه هیرمند دروضعیت مطلوبی قرارندارد: ازیکطرف، معاهدهای وضعیت حقوقی راروشن کرده است که به نظرعادلانه نمیآید زیرا این معاهده ناقض اصل استفاده منصفانه ومعقول ازآبراهه ای بین المللی ودرتناقض با روح کلی حاکم برنظام حقوقی حاکم بررودهای بین المللی اســت وازسوی دیگرهمین معاهده نیزبه درستی اجرا نشده وعملا دولت ایران حتی به حقوق مندرج درآن نائل نیامده است.
مالکیت رودخانههای مرزی تماماً در اختیار یک دولت قرار ندارد. قواعد حقوق بین الملل در مورد رودخانههای بین المللی، اصل «حاکمیت سرزمینی محدود» بر رودخانههای بین المللی را پذیرفته است و طبق قواعد حقـوق بـین الملـل رودهایی که حوزه آبریزی آنها در کشور دیگری واقع است، کشور بالادسـتی نمیتواند مـسیر آن رود را تغییر، منحرف و یا با هر اقدام دیگری موجب زیان به کشورهای پایین دستی گردد بـه عبـارت دیگر، یکی از اموری که به صورت یک قاعده بین المللی ثابت و موردتاکید قرار گرفته آن اسـت که هیچ دولتی حق ندارد در وضع طبیعی کشور خود تغییری بدهد که نسبت به وضـع طبیعـی خاک دولت همجوار آن زیان داشته باشد.
مـشکل اصلی از آنجا آغاز شد که رهبران سیاسی افغانستان در سرآغاز قرن بیـستم رودخانـه هیرمنـد را یک رود داخلی فرض میکردند و هر گونه استفاده از آب آن را حق انحصاری دولت افغانـستان میدانستند.
عدم پایبندی افغانستان به حق ابه ایران ریشه در روابط سیاسی ایران وافغانستان دارد. روابط سیاسی ودیپلماسی میان این دوکشورفرازونشیب های زیادی را درمسیرتاریخ به خود دیده است که متزلزل بودن نظام سیاسی افغانستان وتغییرات درسی است خارجی ایران ازعمده دلایل این فرازونشیب هابه شمارمی آید.
دو کشوری که روابط تجاری زیادی با هم دارند، مناقشه دو طرفه کمتری با هم خواهند داشت. مهمترین دلیل رابطه معکوس مناقشه-تجارت، هزینههای فرصتی است که کشورها با آن روبه روهستند.
اختلافات مابین دو کشور موجب از دست رفتن منافع حاصل از تجارت دو جانبه برای هر دو کشور خواهد شد، افزون بر این روابط سیاسی دو کشورنیز دچارمخاطره خواهد شد. به منظورجلوگیری از متحمل شدن این هزینهها، باید کشورهایی که طرف تجاری هم محسوب میشوند به وسیله کاهش خصومت و عداوت بین خود، به همکاری بیشتر روی آورند. این توضیح به استدلال «هزینه فرصت» معروف است.
نتیجه میگیریم که همکاری بین کشورها برسرمنابع آب به میزان زیادی باروابط سیاسی واقتصادی ومیزان اطمینان واعتماد سیاسی طرفین به یکدیگردر ارتباط است. زمانی که کشورهای حاشیه رودخانه دیدگاههای سیاسی مشترکی داشته باشند، یاروابط اقتصادی وتجاری گستردهای با یکدیگرداشته باشند، این عامل امکان همکاری و در نهایت دستیابی به توافق بین آنها را افزایش میدهد، برعکس زمانی که کشورهای حاشیه رود فاقد روابط سیاسی و اقتصادی گسترده باشند، احتمال همکاری بین کشورها کاهش یافته و کشوری که بالای رودخانه قراردارد به خاطر مزیت ژئوپولتیکی از آب به عنوان یک اهرم سیاسی اقتصادی برای تحت فشار قراردادن کشور پایین رود استفاده میکند.
هیرمند و سیستان باستانی هزاران سال قبل از تولد صد ساله هویت سیاسی کشور افغانستان وجود داشته و پیوند هیرمند و سیستان ناگسستنی و دخالت جانبدارانه و یک طرفه یک رژیم نمیتواند این پیوند را دچار گسست و نابودی یک تمدن دیرینه کند و باید تلاش شود تا این پیوند به جامعه جهانی معرفی شود
حال سؤال این است چرا باید برای معاهدهای که یکبار در سال 1351 به نتیجه رسیدهایم و معاهدهای رسمی و قانونی است و طرف افغانی آن را نقض کرده دوباره بهپای میز مذاکره برویم و با قوانین جدید بر سر همین موضوع به توافق برسیم.
آیا از منظر قانونی امکان شکایت و پیگیری موضوع از مراجع بینالمللی وجود ندارد تا بتوانیم حقآبه ای که بر سر آن توافق شده و حق قانونی ایران است را بعد از گذشت چندین سال نتوانیم بگیریم؟