
بیش از یک ساعت عملیات احیا هم نتیجه نداد و ساعت 19:30 زمان فوت رئیس مجمع تشخیص مصلحت اعلام شد. پسازآن، ملت و مسئولان چنان در بهت و شوک ناشی از این فوت ناگهانی بهسر میبردند که کسی به جزئیات چندان توجه نمیکرد. حالا که کمی از تبوتاب و التهاب روزهای ابتدایی داغ واردشده، کاسته شده، کمکم سؤالات بیجواب بسیاری که تبدیل به معما شده، مطرح میشود.
وزیر بهداشت یکی از آخرین افرادی بود که آیتالله را قبل از فوت دید. قاضیزاده میگوید هیچ نشانی از بیماری یا حتی خستگی و ضعف در هاشمی رفسنجانی دیده نمیشد و رئیس فقید مجمع تشخیص دو ساعت پس از جدایی از وزیر بهداشت، دچار عارضه شده است. ابتدا تصور میشد این حادثه در منزل برای آیتالله پیشآمده اما غلامعلی رجایی، مشاور آیتالله هاشمی گفت که او در خودرو و در راه بازگشت به منزلش سکته کرده است. یاسر، فرزند آیتالله هاشمی رفسنجانی نیز در گفتوگو با رسانهها اینچنین گفته که درراه بازگشت از دانشگاه آزاد به سمت خانه بوده که خبر سکته پدر را شنیده و وقتی به بیمارستان رسیده، کار از کار گذشته بود. یاسر میگوید: «در عرض پانزده دقیقه بیپدر شدیم.»
در همان شب ابتدایی رحلت آیتالله هاشمیرفسنجانی، وزیر بهداشت که گویا خودش هم در شوک ناشی از خبر فوت یار دیرین امام بود، اعلام کرد که احتمال کمکاری و قصور پزشکان در رسیدگی به وضعیت هاشمی رفسنجانی وجود دارد که چنانچه ثابت شود، برخورد سختی خواهد کرد. همین چند جمله کافی بود تا رسانههای ضدانقلاب فرصت را برای ماهیگیری در آب آلوده غنیمت بشمارند و شروع به فرافکنی و جوسازی کنند. این رسانهها و ازجمله بیبیسی فارسی احتمال ترور بیولوژیکی آیتالله توسط برخی نهادهای مؤثر در نظام برای حذف این چهره در آستانه انتخابات را مطرح کردند. فردای همان روز، وزیر بهداشت در جواب اینگونه جوسازیها در جمع خبرنگاران با قاطعیت گفت: «علت فوت ایشان کاملاً مشخص است و آیتالله هاشمی به علت ایست قلبی فوت کردند و هیچ شک و شبههای در این زمینه وجود ندارد. رسانههای بیگانه هم غلط میکنند حرف دیگری میزنند.» اما حتی توضیحات وزیر هم نتوانست آنهایی را که بهدنبال چراییهای فوت ناگهانی و شوککننده آیتالله بودند، راضی کند. یک عده نیز همچنان بهدنبال بهرهبرداریهای سیاسی خود از موقعیت ایجادشده بودند. «محمد هاشمی» برادر آیتالله هاشمی رفسنجانی اما با رد تمامی شایعات مطرحشده دراینباره گفت: «آن چیزی که پزشکان اعلام کردند ایست قلبی بوده، این اعلام صحیح و درست بوده است و معاندان هم سعی میکنند با طرح موضوعاتی، تفرقه و شبهه ایجاد کنند.»
درحالیکه مشاور هاشمی رفسنجانی میگوید رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت درراه بازگشت و در اتومبیل سکته کرده، اما تازهترین روایت از علت فوت ناگهانی آیتالله را «احمد مازنی»، نماینده مجلس داشته که میگوید: «استخر کوشک واقع در مجموعه سعدآباد است که هفتهای دو روز آقای هاشمی آنجا میرفته و با توجه به تسلط وی به شنا، بهصورت انفرادی و در غیاب محافظان شنا میکردهاند. آن روز هم برای شنا به استخر رفته و چون عادت داشته هنگام شنا همه محافظان را بیرون میکرده، لذا پس از سکته هاشمی، کسی متوجه نمیشود. مازنی میگوید هاشمی گفته بود کمی قبل از اذان مغرب از استخر بیرون میآید؛ اما چون تأخیر میکند، محافظان نگران میشوند و وقتی به استخر میروند، متوجه میشوند اتفاقی که نباید، افتاده و آیتالله هاشمی سکته کردهاند.»
و البته که برای فردی که 80 سالگی را رد کرده، سکته قلبی اتفاق عجیبی نیست، اما برای مایی که انگار عادت نداشتیم جمهوری اسلامی را بدون آیتالله هاشمی رفسنجانی ببینیم، بهآسانی قابلهضم نبود و البته که درباره مردی حرف میزنیم که قبل از این سکته ناگهانی، هیچ علائم یا نشانهای از بیماری و احتمال سکته در او دیده نمیشد، مردی که اهل ورزش بود و در حین ورزش برای همیشه تمام کرد. «معمای شاه» که این شبها با نقشآفرینی کاراکتر هاشمی رفسنجانی روی آنتن میرود، ما را به یاد کسی میاندازد که مرگ ناگهانیاش شاید تا همیشه تبدیل به معمایی خواهد شد که جواب دقیقی به آن داده نمیشود.
بار اول که صدای تیراندازی شنیده شد، مردم تهران سراسیمه از خواب صبح جمعه پریدند. بار اول خیلی تازگی داشت. حالا سالها از شبهای اعلامخطر و آژیر قرمز و پناهگاه گذشته و نسل جدید، عادت به شنیدن این صداها ندارند. گفتند حوالی ساعت ده صبح بوده. دراینباره هم روایتها متفاوت است. عدهای هم گفتند بامداد جمعه این اتفاق افتاده است. چندمرتبه صدای شلیک در فاصلهای کوتاه در آسمان تهران شنیده شد. این صدا برای شهروندان تهرانی که در برخی محلههای منطقه شش حضور داشتند بهوضوح قابلشنیدن بود. یک پرنده هوایی کنترل از راه دور و مخصوص فیلمبرداری (هلیشات) که از کارگر بهسمت جنوب تهران در حال پرواز و فیلمبرداری از مناطق ممنوعه بود از سوی پدافند هوایی مورد هدف قرارگرفت و متلاشی شد.پس از بررسیها قرارگاه ثارالله گزارش داد پرنده بدون سرنشین که در منطقه پروازممنوع میدان انقلاب و بیت رهبری ساقط شد متعلق به صداوسیما بوده است. پسازآن محسن همدانی، معاون امنیتی استانداری تهران گفت: «این هلیشات بهدنبال تصویربرداری هوایی از محل نماز جمعه تهران بوده، اما به منطقه پروازممنوع بیتوجهی کرده و وارد این منطقه شده و توسط پدافند هوایی مستقر در محدوده منهدم شده است.»
قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیاء(ص) هم درباره شلیک سامانههای پدافندی در تهران توضیحاتی منتشر کرد و پرنده بدون سرنشین را یک کوادکوپتر اعلام کرد که برای ساخت یک فیلم مستند، بدون هماهنگی اقدام به پرواز بر فراز شهر تهران کرده بود و مورد اصابت سامانههای پدافندی قرارگاه پدافند هوایی قرارگاه پدافند هوایی خاتمالانبیا(ص) ارتش قرار گرفت.
یکی میگفت پهباد متعلق به صداوسیما بوده و برای فیلمبرداری از نماز جمعه در منطقه پروازممنوع به پرواز درآمده است. دیگری هم گفت برای ساخت یک فیلم مستند وارد منطقه پروازممنوع شده است. منطقه پروازممنوع همان حوالی میدان انقلاب است که بیت رهبری در آن قرار دارد و سامانه پدافندی بیت رهبری هم در این منطقه قرارگرفته است؛ اما نماز جمعه ربطی به میدان انقلاب ندارد! سالهاست محل نماز جمعه به مصلی تهران منتقلشده و حوالی انقلاب و دانشگاه تهران نیست. فردای آن روز هم صداوسیما اعلام کرد که کوادکوپتر ربطی به ما نداشته و ما هیچ مأموریتی نداشتیم که کوادکوپتر در آن منطقه به پرواز درآوریم. درنهایت هم گفتند وقتی همهچیز مشخص شد، اطلاعرسانی میکنیم.
رفته بودند اطلاعرسانی کنند که ساعت هفده روز دوشنبه، بار دیگر صدای تیراندازی هوایی از سمت میدان انقلاب به گوش رسید. این بار اما بهجای دلهره یا نگرانی، مردم تهران انگار که اتفاق جالبی رخداده، مشغول سلفیگرفتن با موقعیت هیجانانگیز(!) بهوجودآمده و حتی سامانه پدافند هوایی بیت رهبری شدند: «سلفی با خطر»! هرچند گفتند هیچ خطری نبوده و هلیکم وارد منطقه پروازممنوع شده است که البته این بار نه ساقط و نه مشخص شد از کجا آمده بود و در منطقه پروازممنوع چه میکرد. تنها اعلام شد با رصد دقیق سامانههای پدافند هوایی و تیراندازیهای ممتد، این شیء پرنده از منطقه فرار کرده است.چند سال پیش یک پرنده کوچک بدون سرنشین دانشجویان دانشگاه شریف در حال پرواز آزمایشی در حوالی این محدوده بود که توسط پدافند هوایی از بین رفت. بار قبلی گفته شد هلیکم متعلق به صداوسیما بوده که تکذیب شد و این بار مشخص نشد ماجرا چه بوده است؟ هلی کم از کجا آمد و برای چه آمد و به کجا رفت؟
درنهایت اما اینکه هلیکم یا کوادکوپتر یا شیء ناشناس پرنده یا هر اسم دیگری که روی آن بگذاریم؛ تبدیل به معمایی هیجانانگیز شده که در این روزهای پس از رحلت آیتالله که به مأموران شهرداری تهران دستور داده شده هنوز به چهلم نرسیده، پوسترهای یاردیرین امام و رهبری را از سطح شهر جمع کنند، فرصتی فراهم کرده تا تهرانیها «هیجان» را تجربه کنند. برایشان مهم نیست هلیکمها این روزها چه میکنند؛ چون امنیت یعنی همین؛ یعنی اینکه شنیدن صدای تیراندازی هوایی در شهر، برایت عجیب باشد.