
دیروز پیکر این استاد و هنرمند، از مقابل حوزه هنری تشییع شد. به همین مناسبت، پای صحبت های تاجبخش فنائیان (استاد تئاتر در دانشگاه تهران و کارگردان)، سعید سهیلی (کارگردان سینما)، سعید اسدی (دبیر جشنواره تئاتر فجر و از شاگردان استاد) و رحمت امینی (مدرس دانشکده هنرهای زیبا) نشسته ایم که از هنر و منش دکتر سعید کشنفلاح گفتهاند.
قدرش را در حوزه مدیریت هنری، نشناختیم
دکتر تاجبخش فنائیان،مدرس و هنرمند عرصه تئاتر که از قدیمیترین دوستان زندهیاد سعید کشنفلاح به شمار میآید،در مورد او گفت:«من و ایشان در دوره دانشجویی در دانشکده هنرهای دراماتیک (دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر فعلی) با یکدیگر همکلاس بودیم و سپس در مقام تولیدکننده اثر هنری، مدرس و دبیر جشنوارههای متعدد با هم کار کردیم.سعید هم دوستی خوب،هم استاد خوبی بود؛ دانش فراوانی هم داشت،برای خانوادهاش نیز پدر و همسر بسیار خوبی بود.» مولف کتابهایی همچون پردهبرداری ـ بند (دونمایشنامه)، نمایشنامه دژ هوشربا و نمایشنامه شاهزاده و ساحره طناز ادامه داد: «متاسفانه این واقعیتی تلخ است که در نبود افراد، قدر و ارزششان مشخص میشود و ما میفهمیم چه کسانی را از دست دادهایم.» دکتر تاجبخش فنائیان در پایان گفت: «معتقدم در حق سعید کشنفلاح از سوی کسانی که از او بهرهبرداری کردند، ظلم شد. این قدرناشناسی بیش از آنکه در عرصه تولیدات هنری او رخ دهد، در عرصه مدیریتیاش رخ داد. او زحمات بسیاری میکشید و بسیار مثمر ثمر بود ولی درگیریهای سلیقهای و جناحی، ارزش کارهای او را پایمال میکرد.»
ستون استوار تئاتر
سعید سهیلی، کارگردان سینمای ایران، در مورد سعید کشنفلاح گفت: «در مدتی که ایشان در حوزه هنری فعالیت میکرد، تنها مدیری بود که همه بچههای تئاتر دوستش داشتند و ارتباطش با همه و به خصوص بچههای شهرستانی، بیاندازه صمیمانه بود. به خاطر دارم آن زمان بچههای تبریز، بچههای مشهد، شیراز و بسیاری از شهرهای دیگر، نزد او میآمدند و او ارتباطی بسیار صمیمانه و دوستانه با این بچه ها برقرار میکرد.» کارگردان فیلمهای کلاشینکف و گشت ارشاد ادامه داد: «به خاطر دارم او آثار همه بچهها را میدید و در مورد آنها نظر میداد و هیچ گاه احساس نمیکردیم او مسئول تئاتر حوزه هنری است و همواره او را به عنوان دوستمان میدیدم.مسلط بودن او بر ادبیات نمایشی،موجب میشد پیشنهادات و انتقاداتش،کاملا کاربردی و مثمر ثمر باشد.سعید کشنفلاح برای تئاتر تهران، تئاتر دانشگاهی و به خصوص برای تئاتر شهرستان، یک ستون بود،هم ایدههایش هم نگرشش هم اخلاقش و حتی شبیه ستون واری بود که میشد به او تکیه کرد. به خیلی از افراد تکیه میکنید و پشیمان میشوید، به دلیل آنکه آن قدر متزلزلند، چه در سوادشان چه در اندیشهشان چه در اخلاقشان که همراه آنها به زمین میخورید. ولی وقتی به سعید کشنفلاح تکیه میکردی، پشیمان نمیشدی؛ چون تکیهگاه خوبی بود. ما اوایل انقلاب، از مشهد، تئاتر به تهران میآوردیم و اصرار داشتیم یکی از کسانی که نمایش ما را میبیند و نظر میدهد سعید کشنفلاح باشد. کلمه استاد همواره و همیشه برازنده سعید کشنفلاح خواهد بود.»
بسیاری از هنرمندان و استادان امروز تئاتر، شاگرد او بودند
رحمت امینی، سرپرست ارزشیابی و نظارت بر نمایش و دبیر شورای مرکزی اداره هنرهای نمایشی که از شاگردان دکتر سعید کشنفلاح هم بوده، درباره استاد خود،گفت: «دکتر سعید کشنفلاح، یکی از فعالان عرصه تئاتر به ویژه در حوزه تئاتر دانشگاهی، بعد از انقلاب بود و در کنار جمعی از دوستان خود، از جمله استاد تاجبخش فنائیان، محمود عزیزی، ناصر آقایی و بعد از آن فرهاد مهندسپور و دکتر حمیدرضا افشار به نوعی تئاتر دانشگاهی را به ویژه در دو دهه اول انقلاب به سامان رساندند. یکی از فعالیتهای به یاد ماندنی دکتر کشنفلاح، برگزاری جشنوارههای تئاتر دانشجویی در دورهای که جهاد دانشگاهی متولی آن بود، است که در زمان خود اتفاقی بسیار مهم و تاثیرگذار در حوزه تئاتر کشور به حساب میآمد. او شاگردان زیادی تربیت کرد که در کلاسهای کارگردانی و بازیگریاش حضور داشتند و نامهای قابل اعتنایی شدند. از جمله نادر برهانیمرند،کوروش نریمانی، سیامک صفری و کسان دیگری که در این سن و سال هستند.من هم از کسانی بودم که در دانشکده سینما تئاتر دانشگاه هنر افتخار شاگردی دکتر کشنفلاح را داشتم.»
این مدرس تئاتر تصریح کرد: او رابطه بسیار خوبی با دانشجویان داشت. مخصوصا زمانی که از نظر جسمی اوضاع بهتری داشت و هنوز درگیر بیماری مزمنی نشده بود که در نهایت به کام مرگ کشاندش. او بسیار فعال بود و کلاسهایش از کلاسهایی بود که پر از انرژی و پر از جنب و جوش بود و در هفت یا هشت سال اخیر، بیماریاش دامنهدار و انرژیاش کمتر شد. یکی از ویژگیهای مهم و موثر او غیر از بحث هنری و علمی، روحیه بسیار قویاش بود. هر کس دیگری اگر همان 10 ، 15 سال پیش به بیماریهایی که دکتر کشنفلاح مبتلا شد، گرفتار میشد، این قدر دوام نمیآورد، اما او هیچ گاه به خاطر بیماری از کار و تلاشش کم نمیکرد. تقریبا میتوانم بگویم به ندرت لبخند را بر صورت او نمی دیدیم . او مدام برای دیالیز به بیمارستان میرفت و سالهای آخر روی ویلچر مینشست و همسرش همواره پا به پای او میآمد. همسر دکتر سعید کشنفلاح، یکی از همراهترین همسران هنرمندان بود. به خاطر دارم همسر او همواره تا جلوی در کلاسها همراهیاش میکرد و دلسوزانه منتظر میماند تا کلاس او تمام شود و با هم به خانه برگردند. دکتر سعید کشنفلاح پس از آخرین وداع با زادگاهش کرمانشاه چشم از جهان فروبست و ما نیز جز دعا کردن برای آمرزش روحش و آرزوی صبر برای خانوادهاش کار دیگری از دستمان برنمیآید.
روحیه ای قوی و شاد که بیماری بر آن حاکم نشد
سعید اسدی، مدرس دانشگاه و دبیر سیوپنجمین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر که در دوران دانشجویی از شاگردان سعید کشنفلاح بوده، در مورد این پیشکسوت تئاتر تازه درگذشته، گفت:سعید کشنفلاح، انسانی گشاده رو، خوش اخلاق و خوش برخورد بود. یکی از درسهایی که میتوان همواره از ایشان در خاطر داشت صمیمیت در برخورد با افراد، خصوصا اهالی هنر و دانشگاهیان بود. او این اواخر به علت بیماری، رنج بسیار کشید. اگر چه این رنجوری تاثیر خود را بر بدن او نشان میداد ولی هیچ گاه نتوانست بر روحیهاش مستولی شود. کشنفلاح، یکی از کسانی بود که سختکوشی را به دیگران میآموخت. هر شخص دیگری اگر در وضعیت جسمی او به سر میبرد، قطعا از فعالیت اجتماعی کنار میکشید و منزوی میشد، اما او با شرایط دشواری که از لحاظ جسمی داشت، هیچگاه از تلاش و کوشش دست نکشید و با وجود اینکه حتی به جایی رسیده بود که تردد در سطح شهر هم برایش دشوار شده بود، ولی هیچ گاه برای کارهایی که بر عهده گرفته بود، کم نمیگذاشت. نویسنده نمایشنامه «سرود دوباره کلات» در پایان گفت: «سعید کشنفلاح هیچگاه فراموششدنی نیست. نقش او در سالهایی که بعد از انقلاب بر تئاتر ایران گذشته، چه در عرصه مدیریتی و چه در اثر تولیدان هنری بسیار پررنگ است.»