
تا چند روز دیگر اکران سینماها مجددا آغاز شده و میتوانید برای دیدن فیلمهای جدید به سینما بروید که در این میان فیلم زنانی که با گرگها دویدهاند میتواند انتخاب ویژه ای باشد فیلمی که تنها یک بازیگر زن در آن به نقش آفرینی
می پردازد.
زنانی که با گرگها دویدهاند
زنانی که با گرگها دویدهاند به کارگردانی و نویسندگی امیر اطهر سهیلی و تهیهکنندگی محمدرضا شریفالدین است که در گروه هنر و تجربه اکران میشود.موسیقی این فیلم با میلاد قنبری، صداگذاری حسن مهدوی، مدیریت دوبلاژ محمدرضا صولتی، طراحی گرافیک سینا افشار و تدارکات با حامد نسطورپور طهرانی است. همچنین دستیار اول کارگردان حسام سامریزاده، مدیر برنامهریزی رضا شریفی و منشی صحنه مهتاب شهرابی هستند. امیر اطهر سهیلی منتقد، نویسنده، فیلمنامه نویس، کارگردان، تهیه کننده و استاد دانشگاه است. از ساختههای او میتوان به فیلمهای طرقه، سوم شخص مفرد، روایت فرهت، مجموعه مستند سفری دیگر و اولین فیلم سینمایی او «زنانی که با گرگ ها دویدهاند» اشاره کرد.
شکم ماهی آغاز داستان یونس
موضوع فیلم بسیار خاص است و نشان میدهد که هزاران سال قبل یونس شک میکند، میلغزد و آنجا که باید داستانش در اوج تمام شود طعمه ماهی میگردد و شکم ماهی آغاز داستان یونس میشود. اکنون هزاران سال بعد ژاله شک میکند، میلغزد و آنجا که باید داستانش در اوج تمام شود زنانی که با گرگها میدوند آغاز میگردد.فیلم زنانی که با گرگها دویدهاند با بازیگری لعیا زنگه اکران میشود.
سفر قهرمانش بر اساس هفت شهر عشق عطار
امیراطهر سهیلی کارگردان فیلم با تاکید بر اینکه زنانی که با گرگها دویدهاند یک استایل روایی کاملاً شرقی دارد و سفر قهرمانش بر اساس هفت شهر عشق عطار است و من نظریههایی مثل عطار و ابن عربی را در این اثر تلفیق کردم و به همین علت آن را یک اثر پژوهشی میدانم. شخصا فکر میکنم که مخاطب این فیلم چه آن را دوست داشته باشد و چه نه وقتی از سالن بیرون میآید میگوید ریتم فیلم حفظ شده و قهرمان مرا تا آخر فیلم کشانده است و اگر قهرمان توانسته مخاطب را تا آخر فیلم بکشد یعنی روایت درست بوده است و باقی مسئله به سلیقه، برداشت شخصی و خرده کاریهای کارگردانی مثل بازیگردانی، نورپردازی و غیره برمیگردد. حالا من در این زمینهها موفق بودهام یا نه اما در استایل روایت فکر میکنم که این اثر یک تست موفقی از روایت سفر قهرمان شرقی بود.
یک استودیو ساختیم
این فیلم بسیار فیلم مستقلی است و نمیتوانیم ادعا کنیم که استودیویی به آن معنا برای انجام فیلمبرداریها داشتیم. ما سولهای را طراحی کردیم و به نوعی یک استودیو ساختیم.تصویربردار پشت صحنه ما دو روز برای همان سکانس کار کرد و ما توانستیم طی آن دو روز با اجرای ترفندی که در طول جلسات متعددمان در زمان پیش تولید به آن رسیده بودیم کار را پیش ببریم. اما چالش اصلی این بود که آیا طرح و ایده ما در زمان اجرا نیز درست از آب در خواهد آمد یا نه و خوشبختانه اجرایی شد و نتیجه داد.
درگیر اصلاحات زیادی شدیم
وی ادامه داد: زمانی که فیلمنامه این اثر نوشته شد بنیاد و شورای فیلمنامه حفظ آثار میگفت که ما کمک میکنیم تا این اثر ساخته شود و این قول مساعد ما را وارد جریان ساخت این فیلم کرد ولی متاسفانه نه تنها کمکی صورت نگرفت بلکه سنگاندازیهای بیشماری نیز انجام شد. ۶ سال فیلم توقیف بود و ما مجبور شدیم که برخی از دیالوگها را عوض کنیم و در نتیجه این موضوع مجبور شدیم فیلم را دوبله کنیم.
فیلم بسیار کم دیالوگ
کل فیلم بسیار کم دیالوگ است و دیالوگهایش شاید مجموعا ۵ صفحه بود و همین تعداد دیالوگ کم آنقدر دچار تغییرات شد که ما به شدت به چالش برخوردیم ما برای هر تغییری مجبور بودیم سرعت فیلم را با دیالوگی که ما داده شده بود تغییر دهیم، حتی شخصیت پردازی فیلم هم درگیر میشد به عنوان مثال کد دیالوگهای معرفی شخصیت یونس و عطا پشت بیسیم گفته میشد و حال برای اینکه دیالوگ عوض شود باید لیپسینگ و متن دیالوگ به هماهنگی میرسید تا این اصلاحیه انجام شود و فیلم من هم فیلمی نبود که بتوانم یک سکانس را از نو بگیرم و آن تغییرات لازم را در آن اعمال کنم بلکه یک فیلم تک لوکیشن و تک بازیگر بود که نمیتوانستیم حتی چیزی به آن اضافه کنیم. این مسئله باعث شد که ما به شدت اذیت شویم و در دو قسمت از فیلم ما هر چقدر تلاش کردیم نتوانستیم این تغییرات را سینک کنیم.