
ادامه از صفحه یک...
حالا رسانه همیشه در جهت اطلاعرسانی و آگاهسازی نمیتواند گام بردارد و گاهی برای دستیابی به اهداف فوق از اصولی استفاده میکند که به تعبیر ما رسانهایها، تاکتیک و تکنیک است، اما به تعبیر مفسران اخلاق، جامعهشناسان یا مدافعان حقوق انسانی، فریب محسوب میشود. به همین دلیل نیاز به بررسی ریشهای وعمیق بود تا ابعاد و عوامل مؤثر بر «فریبکاری رسانه» بهطور دقیق بررسی شود.
آیا اساساً طبق نظریههای علمی، اثبات شده که رسانهها فریبکار هستند؟
گروهی از کارگزاران و فعالان عرصه رسانه، همواره بر این دیدگاه تأکید دارند که رسانه موردنظرشان بیطرف بوده یا تلاش میکند در حوزه منازعات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و پوششهای خبری عملکرد بیطرفانهای داشته باشند، از آنسو طیف وسیعی از مطالعات رسانهای نشان میدهد که هیچ رسانهای نمیتواند بیطرف باشد. گروه دیگری از نظریهپردازان در حوزه مطالعات انتقادی ارتباطات، با رویکردی هنجاری بر این باورند که بیطرفی و استقلال حرفهای رسانه و همچنین صداقت در مقابل فریبکاری، یک الزام اخلاقی و تعهد حرفهای در مسیر ایفای نقش دیدهبانی، نظارت و مسئولیتپذیری است. همیشه این تضاد و تقابل بین دو دستهای که به صداقت و فریبکاری رسانه باور دارند، وجود دارد.
منظور از رسانه در این پژوهش چیست؟
اصطلاح رسانه در این پژوهش در معنای وسیع مورد توجه قرار گرفته و بهطورکلی به وسایل ارتباط جمعی اشاره دارد و شامل رسانههای قدیم مانند روزنامهنگاری، تبلیغات، روابط عمومی، مجلات، رادیو، تلویزیون و رسانههای جدید نظیر اینترنت و تلفنهای همراه که گاهی برخی عناصر وسیع رسانههای قدیم را حفظ کردهاند، میشود. با وجود این اشکال متفاوت از رسانهها، آنها همه از کارکردهای مشترک انتشار و ارتباطات (مبتنی بر اطلاعات و ارتباطات) با عموم برخوردارند.
منظور از فریبکاری در این پژوهش چه بوده است؟ چون رسانه ابزار است و به خودی خود توانایی انجام عملی را ندارد.
در این پژوهش برای پرداختن به بحث فریبکاری، از اصطلاح هنجاری، ارزشی یا ضدهنجاری استفاده شده است. این یک اصطلاح معیارسنجی در سراسر این پژوهش بوده و برای توصیف مجموعه اصول، قواعد و ارزشهایی مورد استفاده قرار گرفته که به لحاظ اخلاقی و معرفتشناختی باید راهنمای اخلاقی، رفتاری، قواعد اجتماعی یا خواستهای فردی، اجتماعی و شغلی باشد. به بیان دیگر «هنجار» اصطلاحی است که اقداماتی را که انسان باید انجام دهد یا از انجام آنها پرهیز کند، شرح داده و توصیه میکند. بنابراین یک چارچوب هنجاری، نقشه راهی است که کنشهای ما را همراه با دستور اخلاقی، تأمین میکند. در این پژوهش، منظور از فریبکاری، استفاده از روشهایی است که گردانندگان رسانه براساس آن یا خارج از آن تصمیم میگیرند.
در این اثر، بحث اخلاق، فریبکاری رسانه و عوامل متضاد بین اخلاق و فریبکاری در قالب عملکردهای متفاوت رسانه مطرح شده است. به عبارتی مسئله «التزام اخلاق» بهعنوان یک نقش حرفهای برای رسانه مورد توجه بوده، اما در بیشتر مواقع رسانه از اصول، قواعد و ارزشهای حاکم در مسئله اخلاق انسانی تبعیت نمیکند و با معیارهای عمومی اخلاقیات در سطح جهانی همخوانی ندارد. بنابراین بهعنوان مثال، فریبکاری رسانه از راه انتشار اطلاعات گمراهکننده به لحاظ اخلاقی، مورد نهی اخلاقیات عمومی جهانی است، حتی اگر «التزام اخلاقی» نقش یک رسانه خاص همچون روابط عمومی، فریبکاری ناآشکار برای حداکثرسازی ترغیب مخاطبان نسبت به پیامهای خود را تأیید کند یا مجاز شمارد. اخلاقیات عمومی جهانی، چون همواره نسبت به اصول حرفهای یا التزام اخلاق، بنیادیتر و عمومیتر است و آنرا زیرمجموعه خود میداند، در مواقع تعارض با این اصول، آنرا تحتالشعاع خود قرار میدهد.
آیا سه حیطه اخلاق حرفهای، فریبکاری و رسانه با جذب مخاطب میتوانند در تعامل باشند؟
حیطههای اخلاق حرفهای، فریبکاری و رسانه بهطور همزمان با هم در تضاد بوده، اما گاهی آنچنان کنارهم قرار میگیرند که تشخیص آن امکانپذیر نیست.