
تشدید بحران برای دولت آمریکا؛
تعداد بازدید : 1
بازار جهانی نفت و آنچه نمیبینیم!
نویسنده : سامان سفالگر / گروه تحریریه
در روزهای اخیر و همزمان با عبور قیمت هر بشکه نفت از 100 دلار، شاهد تشدید تحرکات دولت آمریکا و به طور خاص شخص دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور جهت کنترل قیمت نفت بودهایم. در این راستا، ترامپ دست به هر اقدام و موضعگیری تبلیغاتی زده تا شاید بتواند بار دیگر قیمت نفت را پایین بکشد. تداوم فضای تنش و درگیری میان ایران و آمریکا، انسداد تنگه هرمز، تشدید جنگ در یمن و حملات رزمندگان یمنی به مراکز نفتی و پالایشگاههای عربستان، اعمال محاصره دریایی علیه رژیم سعودی از سوی انصارا... یمن و محدود شدن صادرات نفت این کشور، و البته حملات مداوم اوکراینیها به مراکز انرژی روسیه، همه و همه در اوجگیری قیمت نفت نقش مستقیم داشتهاند. با این حال، یک نکته جالب در مورد بازار جهانی نفت که کمتر در مورد آن صحبت میشود یا افکار عمومی از آن اطلاع دارند این است که قیمت اسمی نفت (یعنی آنچه روی صفحه گوشی تلفن همراه یا رایانه خود میبینید) با تحویل فیزیکی هر بشکه نفت در شرایط کنونی، فاصلهای چشمگیر دارد. در این رابطه، چند ماه قبل بود که وزیر نفت عربستان در موضع گیری به صراحت اعلام کرد وقتی قیمت نفت در بازار جهانی 100 دلار است، تحویل فیزیکی آن با این قیمت نیست و باید روی محدودهای در حدود 130، 140 و حتی 160 دلار حساب باز کنید! آموس هوکشتاین مشاور جو بایدن رئیس جمهور سابق آمریکا هم اخیراً در موضع گیری قیمت واقعی نفت در بازارهای جهانی (تحویلی فیزیکی نفت) را 130 دلار دانسته و نسبت به تبعات آن هشدار داده است. واقعیت این است که بازار جهانی نفت همچنان با انتظارات تورمی رو به رو است و البته که با تداوم اختلال در مسیر صادرات نفت منطقه غرب آسیا و حتی بدتر شدن آن به واسطه اُفت سنگین صادرات نفت عربستان، بازار جهانی نفت دیگر حتی به مواضع دونالد ترامپ که با هدف کنترل قیمت نفت مطرح میشوند نیز واکنش مثبت نشان نمیدهد. نکته قابل تأمل اینکه این اثرگذاری به قیمت نفت محدود نمیماند و طیف متنوعی از دیگر حوزهها به ویژه محصولات پتروشیمی و البته سایر کالاها و خدمات را نیز مشمول افزایش قیمت میکند. از این رو، این معادله در بطن خود حامل دو نکته مهم به ویژه برای دولت آمریکا است. اول اینکه دولت آمریکا در معادله جنگ افروزی علیه ایران، با ظهور طیف گستردهای از موانع و چالشها با مرکزیت قیمت انرژی رو به رو است. همین مساله یک پیام را به ذهن متبادر میکند: اوضاع میتواند بدتر از این هم شود و درست به همین دلیل، کاخ سفید نمیتواند در ماجراجویی بیشتر علیه ایران، بیمحابا رفتار کند و بایستی کاملاً دست به عصا باشد. زیرا بدتر شدن شرایط برای آن، میتواند سناریوهایی را برایش نوید دهد که تاکنون شاهد آنها نبوده است. نکته دوم اینکه بازار جهانی انرژی از مرحله خبر درمانیهای دولت آمریکا عبور کرده و با توجه به اُفت شدید ذخایر راهبردی نفت این کشور، در وضعیتی به شدت شکننده قرار گرفته است. درست در همین نقطه است که میتوان اذعان کرد در نتیجه جنگافروزی آمریکا علیه کشورمان، ایران از منظر راهبردی به پیروزی بزرگی دست یافته است. زیرا توانسته اهرم تسلط و نظارت خود بر بازار جهانی انرژی و آبراههای راهبردی جهان را بیش از پیش تقویت کند. موضوعی که خود یک مؤلفه مهم بازدارندگی برای آینده ایران است.