
مرثیه ای برای ۲۸ مرداد سیاه؛
تعداد بازدید : 2
آبادان و زخم فراموشناپذیر، رکس
نویسنده : یلدا توکلی / گروه تحریریه
در تقویم ، روزهایی وجود دارد که یاد آور خاطرات تلخ است، روزهایی که رنگش سیاه است و بوی دود میدهد. بیست و هشتم مرداد سال ۱۳۵۷، برای شهر من آبادان، شوم بود چرا که سینما رکس، در میانه خندهها و رویاهای مردمش، به آتش کشیده شد. آنچه مشخص بود اینکه حادثه، یک جنایت سازمانیافته و برنامهریزی شده بود تا صدای مردم خفه شود و هرج و مرج، فضای شهر را تغییر دهند.
جنایت کاران بعد از آتش زدن سینما ، درهای خروجی را از بیرون بستند تا هیچ راه نجاتی برای مردم باقی نماند و همه در میانه تماشای فیلم، ناگهان خود را در تلهای از دود و شعله یافتند و وقتی سراسیمه به سمت خروجی دویدند، با درهای بسته و قفل شده روبهرو شدند. فریادهای مردم در فضای بسته سینما پیچید، اما صدای آنها تنها به گوش کسانی رسید که بیرون ایستاده بودند و با خونسردی، تماشاگر سوختن انسانها بودند.
هدف این بود که با این قتل عام، ترس و وحشت را در دل مردم بیندازند و اراده شهر را بشکنند و با خاکستر کردن انسانها، آبادان را به زانو درآوردهاند، اما تنها چیزی که به جای گذاشتند، زخمی بود که هرگز التیام نمییابد.
صدها نفر در آن شب سیاه، در آغوش شعلهها به آسمان پر کشیدند و همگی در یک لحظه، قربانی خباثت شدند، اما نام جنایتکاران آن شب از دل تاریخ هرگز پاک نمی شود چرا که مردم ، خوب می دانند آنها چه کسانی بودند.
حالا بعد از گذشت سالها ، آبادان شهر من، شهری است که هر نخل بلندش، گویی نگهبانی است برای حفظ این خاطره تلخ تا همیشه تاریخ .
و امروز نه فقط آبادان بلکه همه ایران یاد کسانی که در تلهای از آتش گرفتار شدند و یاد کسانی که با شجاعت، در برابر این ظلم ایستادند را گرامی می دارد.
آبادان شهر من، شهری است که از خاکستر برخواست و دوباره سبز شد و یاد شهدای سینما رکس تا ابد به عنوان نمادی از مظلومیت و مقاومت حک شده و زنده خواهد ماند.