
نسل فردا گزارش می دهد؛
تعداد بازدید : 0
۲ تناقض عجیب ترامپ در مورد ایران
نویسنده : سامان سفالگر / گروه تحریریه
تقریبا اغلب تحلیلگران و صاحب نظران اجماع نظر دارند که دونالد ترامپ و تیم متحدش در قدرت در رابطه با ایران و معادله جنگ افروزی علیه کشورمان، دچار سردرگمی و ناکامی هستند. موضوعی که هم تحلیلگران غربی و هم رسانههای مطرح در جهان بارها و بارها به آن اقرار کرده اند. در این زمینه بسیاری این نکته را مورد اشاره می دهند که هر روز تداوم وضعیت نه جنگ نه صلح میان ایران و آمریکا موجب وارد آمدن خسارات جدی به آمریکا و اقتصاد جهانی می شود. در این میان باید توجه داشت که تاب آوری اقتصاد و جامعه ایرانی قابل توجه و بالاست و این آمریکا و متحدانش هستند که با چالشهای عدیدهای در مدیریت شرایط کنونی و شرایط اسفبار آتی رو به رو هستند. با این همه، نکته قابل تامل این است که در رابطه با جنس رویکردهای ترامپ و متحدانش در مورد ایران، شاهد آشکار شدن ۲ تناقض بزرگ هستیم. اول اینکه عقل حکم می کند که پس از ناکامی ترامپ در برخورد نظامی با ایران و بمباران سنگین پایگاههای آمریکایی در منطقه، رئیس جمهور آمریکا تدابیری را مدنظر داشته باشد و مانع از این شود که ضعفهای ارتش آمریکا بیش از این پیش چشم جهانیان قرار گیرد. این مسأله از منظری راهبردی و کلان نیز کاملا به نفع آمریکا است. با این حال، مشکل اینجاست که ترامپ مدیریت تنشزایی علیه ایران را بر پایه احساسات شخصی خود و نه منافع ملی کشورش انجام می دهد. همین موضوع سبب شده تا او به قیمت ژست و قیافه گرفتنهای خود برای رسانهها و مردم جهان، عملا با منافع و امنیت ملی کشورش بازی کند. هر روز ادامه یافتن این تناقض موجب خواهد شد تا میلیاردها دلار خسارت مادی و غیرمادی روی دست آمریکا بماند. جالب اینکه ترامپ انگار این مسأله را درک نمی کند و با سرعت در حال کشاندن کشورش به ورطه سقوط است. نکته دوم اینکه ترامپ گویی همچنان جنگ افروزی علیه ایران را به مثابه کسب پیروزی ارزیابی می کند! او این درک ساده را ندارد که آغاز جنگ علیه یک کشور لزوما به معنای پیروزی در آن نیست و می تواند شرایطی را ایجاد کند که بازگشت به دوره قبل از تجاوز به یک آرزوی بزرگ برای متجاوز تبدیل شود. ترامپ بر پایه شعار ادعایی خود که ایجاد صلح بر پایه قدرت است حرکت می کند اما توجه ندارد که همین شعار او خود می تواند موجب ایجاد ناامنی گسترده شود. وقتی یک نظم و یا صلح با زور تحمیل می شود، این بدان معناست که برخی مسایل و هنجارهای بحق و درست با تکیه بر زور سرنیزه سرکوب شده اند. حال در این شرایط صحبت از برقراری آرامش و ثبات شبیه به یک شوخی بزرگ است. اصل شعار ادعایی ترامپ برای ایجاد آرامش در جهان از رهگذر اعمال زور غلط است. اساسا با تحمیل زور نمی توان آرامش و صلح را برقرار کرد. این در حالی است که ترامپ با یک طرز تفکر غلط به دنبال برخورد با ایران است. گزاره ای که هیچ نسبتی با واقعیت های میدانی ندارد و هر روز تداوم این قبیل رویکردهای غلط می تواند هزینه های هنگفتی را روی دست متجاوزان قرار دهد. همین حالا بسیاری در غرب هشدار می دهند که بهتر است ترامپ رویکردهای خود در مسأله ایران را تغییر دهد زیرا نه تنها راه به جایی نمی برند بلکه می توانند رسوایی حداکثری را برای وی و دولتش آمریکا به ارمغان آورند. با این همه مشکل کار اینجاست که گویی اساسا ترامپ درکی در این رابطه ندارد و به همین دلیل، سریالی از بحران را برای کشورش ایجاد می کند.