گفتگو حلقه مفقوده زیست مسالمت آمیز
نویسنده : مسعود بهرامیان / دکترای تاریخ اسلام و پژوهشگر حوزه تقریب مذاهب اسلامی
تولد پیامبر رحمت؛ در 12 ماه (به روایت برادران اهل سنت) یا 17 (روایت برادران اهل تشیع) ربیع الاول به نام هفته وحدت نام گذاری شده است. نامی مسما و نیک که میتوان از این ظرفیت برای همزیستی و تعاملات اجتماعی نه تنها مسلمانان با یکدیگر؛ بلکه انسانها استفاده کرد. اگر از منظر درون دینی به این قضیه نگاه کنیم و در صدد ریشه یابی مبانی و مبادی وحدت در اسلام برآییم از حوصله این نوشته خارج است.
اما بر اساس نیازامروز ما یکی از راهکارهای دست یابی به تقریب و وحدت اسلامی در قرآن در سوره مبارکه سبا آیه 24 آمده است. در این آیه خداوند رحیم میفرماید: «قلْ مَنْ یرْزُقُکمْ مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ وَإِنَّا أَوْ إِیاکمْ لَعَلَی هُدًی أَوْ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ» یعنی «بگو: آن که از (نعم) آسمانها و زمین به شما روزی میدهد کیست؟ بگو: آن خداست، و ما (که موحدیم) یا شما (که مشرکید) کدام در هدایت یا ضلالتیم به زودی معلوم شما خواهد شد.» خداوند در این آیه نه تنها بحث گفت و گو را در میان مسلمانان [نه مومنان] تشریح میکند بلکه دایره آن را وسعت بخشیده و بین مسلمانان و مشرکان مطرح میسازد.
اثبات گمراهی یا ضلالت گروهی فی البداهه نخواهد بود، بلکه از طریق بحث آزاد و گفت وگوی منطقی میسر است. اگر طایفهای بر حقانیت عقاید خود اذعان دارد از بحث نمیهراسد بلکه با آغوش بازسراغ بحث میرود تا حقانیت آرا و نظرات خود را به دیگران نشان دهد و در مواردی که نیاز باشد به صیقل کاری اندیشههای خود بپردازد. گفت و گو به دلیل وجود اختلاف که امری طبیعی است یکی از الزامات زیست امروزی است.
اختلاف، قانون هستی است که به زندگی رنگهای گوناگونی از اندیشه و رفتار میبخشد. گفتگو مطرح میشود تا به اختلافات بعدی انسانی ببخشد و اجازه ندهد به نیروی ویرانگری تبدیل شوند. جنبههای منفی اختلاف را کاهش میدهد. گفتگو به پختگی اندیشهها و تصمیمها میانجامد. اسلام با گفتگو، پند و ارز، استدلال و سخنان خردمندانه بود که گسترش پیدا کرد «ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّک بِالْحِکمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ» (النحل، 125) در فضای اختلاف، همزیستی بر اساس تعددگرایی مورد پذیرش اسلام؛ راه حلی است که اجتناب از مشکلات، درگیری و تضاد آراء و اندیشهها گوناگون را تضمین میکند.
همزیستی به معنای آن است که هرطرف وضعیت ویژه خود را حفظ کند و در چارچوب حقوق و آزادیهای عام مورد پذیرش اسلام به فعالیتهای دینی، مذهبی، فکری و سیاسی بپردازد. دیدگاه اسلامی در عرصه همزیستی با دیگران مبتنی بر دو شالوده اساسی استوار است. اول مصلحت عالیه اسلام در پرتو وضعیت موجود. دوم روابط، مهر و عطوفت انسانی و پیوندهای اخلاقی.
وحدت حقیقی از منظر قرآن «وحدت دلی» است نه وحدت سیاسی، وحدت بر پایه نژادی، تعصبهای قبیلهای عوامل جغرافیایی، تاریخ مشترک. وحدت دلی از طریق گفت و گو دست یافتنی است. وحدتی که بر اساس سیاست یا تاکتیکی خاص باشد و به قول معروف سیاسی زاده میشود و سیاسی نیز به تاریخ ملحق میشود.
ما باید اختلافات زیستی، نژادی، خواستی و.. را در جامعه به رسمیت بشناسیم. با سیر در تاریخ و سیره و سنت نبوی و راشدین به کرات مصادیق چنین زیستی را مشاهده مینماییم. زیست مسلمانان در مدینه عصر نبوی با منافقان و غیر مسلمانان و سپس صلح حدیبیه و در عصر راشدین پذیرش تنوع افکار و سلایق شخصیتی- فرهنگی در جامعه اسلامی از نمونههای آن است.
ما در جامعه امروزی از وحدت دم میزنیم ولی آیا دقایقی با خود تفکر کردهایم؛ وحدت چگونه دست یافتنی است؟ آیا با برگزاری چند همایش، کنفرانس صرف میلیونها ریال از بیت المال به تقریب و وحدت دست پیدا میکنیم. البته برگزاری چنین برنامههایی ضروری است تا مسلمانان با یکدیگر آشنا شوند؛ گفت و گو کنند؛ اما باید گامی فراتر نهیم و به قول معروف تقریب را ازاستراتژِی نهادی به استراتژِی ساختاری تبدیل کنیم.
زمانی میتوان با سرافرازی دم از تقریب و وحدت اسلامی و امت اسلامی صحبت کرد که بتوانیم غیر خود را با اندیشه و آرای، خود تحمل و پذیرش کنیم. تمدن اسلامی در قرون میانه تاریخ اسلام زمانی محقق شد که وزیر غیر مسلمان در ساختار سیاسی حاکم اسلامی حضور داشت؛ عالم صابئی در کنار مسلمان به کار ترویج علم میپرداخت؛ شیخ طوسی «شیخ الطایفه» استادانی اهل سنت داشت و شاگردانی از همان مذهب. استادکار شیعی با همکار خارجی مذهب خود در یک حجره کار میکردند. آیا جامعه کنونی ایران چنین ظرفیتی را دارد؟