چند هفتهای میشود که آمار مبتلاها و فوتیهای کرونایی افزایش یافته است. در این میان برخی از خستگی اجتماعی سخن میگویند که موجب شده رعایت پروتکلها کاهش پیدا کند و محدودیتها مانند اسفندماه دیگر آنقدرها برای مردم اهمیتی نداشته باشد. در این خصوص دکتر «امیرمحمودحریرچی» جامعهشناس و اپیدمولوژیست، در گفتوصگو با فرارو گفت: این خستگی اجتماعی، نوعی سرخوردگی و بیتفاوتی نسبت به آن چیزی است که وضع موجود کروناست. این خستگی از همدیگر خسته شدن هم هست. آنچه ما اسمش را مهربانی، صمیمیت و همبستگی میگذاریم در جامعه بسیار کم شده است. آدمها دیگر حوصله هم را ندارند که بخشی به توقعاتشان مربوط است؛ ولی مشکل این است که ما پیش از کرونا هم خستگی اجتماعی را داشتیم، ولی کرونا آن را تشدید کرده است. شرایط نامطلوبی در جامعه است، نومیدی و بیاطمینانی در کشور وجود دارد و مدیریتها در بخشهای مختلف آنقدر ناتوان هستند که مردم از بهبود وضعیت نومید شدند. کرونا این وضعیت را بدتر کرده است. حالا شاهد هستیم با تمام ادعاهایی که مسئولان ما دارند اینقدر تناقض وجود دارد که وضعیت بیماری در کشور بدتر شده است؛ در حالیکه میتوانستند با مدیریت مناسبتر به شکلهای مختلفی که اصلیترین آن حمایت از مردم است بیماری را مدیریت کنند. حمایت از مردم باید چه در بخش درمان و چه در بخش محرومان جامعه رخ میداد؛ اما فقط پروتکل صادر شد. درحالیکه قبل از همه باید برای خودشان پروتکل صادر کنند. پروتکلها باید برای مردم اطمینانبخش باشد؛ اما این وضعیت وجود ندارد و خستگی اجتماعی روز به روز در اشکال مختلف در مردم دیده میشود. مثلاً پرخاشگری و خشونت زیاد شده است. آنقدر که درگیر مسائل دوران کرونا هستیم ارتباطاتمان خیلی کم شده است. البته این بحث جهانی است، اما در کشور ما زمینههایی برای مدیریت درست این شرایط، وجود نداشته است. ازجمله رفاه اجتماعی و تأمین اجتماعی فراگیر را هیچ موقع نداشتیم و مردم را با سلیقه خاص هر رئیسجمهور و اینکه او چه کند، اداره کردیم. کمکهای لازمی که قرار بود به مردم بشود نشد و معیشت و سلامت در تقابل با هم قرار گرفتند. در شرایطی که نمیتوانم معیشت خانوادهام را تأمین کنم و شرمندهشان هستم چطور میتوانم به فکر سلامت خود باشم؟ البته این درمورد کسانی است که برخودار نیستند، آنهایی که دارا هستند و رعایت نمیکنند مسئولیت اجتماعی ندارند، اما در جامعه ما، بیش از ۶۰ میلیون نفر برخوردار نیستند و شرایط سختی را میگذرانند. در این وضعیت که نرخ تورم بالا رفته است کسانی که ناتوان از تأمین اقلام اساسی هستند حال خوشی ندارند و این روی روابط اجتماعی آنها تأثیر میگذارد. یک عده که شرایط خوبی دارند، اما رعایت نمیکنند مسئولیت اجتماعی ندارند و آدمهای غیراخلاقی هستند اما آنهایی که ندارند چه؟ تکلیفشان چیست؟ به غیر از اینکه افسرده شوند چه میشود؟ از آن سو هم مسئولان ما ادعا دارند که از همه پیشیم، ولی در بین کشورهای دیگر بالاترین آمار فوت شدگان به نسبت جمعیت کشور را ما داریم. خود مسئولان بهداشتی میگویند آمار واقعی سه چهار برابر آمار اعلامی است. به عنوان یک اپیدمولوژیست میگویم آنچه میبینیم موقعی است که مطمئن شدیم، تستهایمان را انجام داده و این فرد بر اثر کرونا فوت کرده است یا مشکلش کروناست اما ما که از اول امکانات نداشتیم؛ الان هم نداریم. علاوه براین میگوییم فاصله فیزیکی را رعایت کنید. چگونه میتوان در جاهایی با تراکم جمعیتی فاصله فیزیکی را رعایت کرد. کسی که در جاهای شلوغ دستفروشی دارد یا در جاهای فقیرنشین که تراکم جمعیت بالاست چگونه فاصله فیزیکی رعایت شود. به همین دلیل فرد از خستگی شدید رنج میبرد و بریدگی اجتماعی رخ میدهد. میگویند این آدم بریده است؛ یعنی تمام راهها را روی خود بسته میداند. آنچنان نومید است که دیگر بیتفاوت میشود. در شرایط کرونایی باید با کرونا کنار بیاییم. معلوم نیست تا کی این ویروس باشد. ویروسی که دنیا را گرفته و معلوم نیست کی از بین برود. خستگی اجتماعی، روانی و روحی و خسته شدن از این وضعیت وجود دارد، اما باید با این بیماری کنار بیاییم وسازش کنیم. دولت باید بیاید و شرایط را مدیریت کند. یک پای این قضیه دولت و مسئولان هستند. باید بیایند به مردم نشان بدهند ما کنار شما هستیم و این مسئله هم میگذرد، سخت است، ولی بیایید با هم کمک کنیم. اما توقع یک طرفه نباید داشته باشند.